ابن خاضبه ، همان ابو بكر محمّد بن احمد بن عبد الباقى بغدادى حافظ « 1 » است كه از ابو بكر خطيب و ديگران روايت مىكند و در ماه ربيع الاوّل سال 489 ه - وفات كرده است « 2 » و ابو بكر بن سيف ، يا ابو بكر بن احمد بن سيف جصينى است كه سمعانى و حمّوى در مادّهء جصينى در انساب و معجم البلدان ترجمهاش را نوشتهاند ، و يا ابو بكر احمد بن عبد الله بن سيف بن سعيد سجستانى است كه ناماش در اسناد روايتهاى ابن عساكر مىآيد و به ويژه در سند هر روايتى كه ابن عساكر آن را از سيف نقل مىكند ناماش برده شده است و ابن نديم در صفحهء 119 از « الفهرست » ترجمهاش را ذكر كرده است .
رواياتى كه حمّوى از سيف نقل كرده است در تاريخ طبرى نيز ديده مىشود ، و گاهى چيزهايى نقل مىكند كه طبرى آنها را نقل نكرده است چنان چه طبرى نيز گاهى حديثهايى آورده كه حمّوى آنها را نياورده است و هر يك از اين دو بزرگوار ، از اين چشمه آن چه را به ذائقهء خود شيرين بوده است ، استفاده نمودهاند و تنها فرقى كه دارند اين است كه طبرى روايتهاى سيف را پى در پى نقل مىكند زيرا آنها مجموعاً داستانى از داستانهاى سيف را تشكيل مىدهند ، و غالباً سندهايى را كه سيف براى داستان خود جعل كرده است ، تماماً نقل مىكند ، ولى حمّوى از داستانهاى سيف آن چه را كه از شعر و مطالب غريب مىپسندد دستچين نموده و نقل مىنمايد و گاهى مطالب انتخاب شده را بدون اين كه به سيف نسبت دهد و سند را ذكر كند ، نقل مىكند .
نمونههايى چند از شهرهاى خيالى سيف
همانطور كه گفتيم ، مدرك بعضى از شهرها و زمينها كه حموى در معجم البلدان آورده است ، روايات سيف مىباشد . اينك نمونههايى چند از اين شهرها و اماكن خيالى سيف را كه حمّوى در كتاب خود آورده است ، به عنوان شاهد مطلب « فقط سر فصل آنها را » در اين جا مىآوريم .
هامش
( 1 ) . حافظ كسى را گويند كه صد هزار حديث حفظ داشته باشد ! !
( 2 ) . تاريخ كامل چاپ ليدن ، ج 10 ، ص 178 و شذرات در حوادث سال 489 ه - . و لسان الميزان ، ج 6 ، ص 57 و ج 6 ، ص 479 .