6 . يوم النحيب
اين روز هم از روزهايى است كه سيف در تاريخ و وقايع اسلامى به وجود آورده است كه شرح آن را در زير ملاحظه مىفرماييد :
طبرى ، در رويدادهاى سال 36 از سيف ، و او از ابن الشهيد ، و او از ابن ابى مليكه روايت مىكند كه طلحه و زبير بيرون آمدند و دور گشتند ؛ و آن گاه عايشه بيرون آمد و به دنبال او زنان ديگر پيامبر ( ص ) بيرون شدند تا به ذات عرق « 1 » رسيدند .
روزى گريانتر بر اسلام و يا براى اسلام از آن روز ديده نشده است ، اين روز به نام « يوم النجيب » ناميده شده است . « 2 » عايشه به عبد الرحمن بن عتاب « 3 » دستور داد تا بر مردم نماز گزارد ، و او هم نماز را بر عهده گرفت ، تعيين وى به امامت جماعت كار منصفانهاى بود . « 4 » در روايت ديگر ، سيف نقل كرده است كه : عبد الرحمن در بين راه و در بصره بر مردم نماز مىخواند تا وقتى كه كشته شد .
اين احاديث را سيف در گزارش خبر خروج طلحه و زبير و عايشه از مكّه به بصره ، براى جنگ جمل آورده است كه در مجموع ، سه داستان را بازگو كرده است :
اوّل : خبر بدرقه كردن زنان پيامبر ( ص ) ، عايشه را تا ذات عرق .
ما دربارهء اين خبر ، هيچ مدركى نيافتيم به جز روايتى كه از امّ سلمه نقل شده است و يا نامهاى كه وى به عايشه در اين باره نوشته و اين است متن نامهء امّ سلمه به عايشه : امّ سلمه در آن هنگام كه عايشه تصميم بيرون رفتن از مكّه را به سوى جنگ جمل گرفته بود ، چنين گفت :
اى عايشه ! تو درگاهى ميان رسول خدا و امّتاش مىباشى و پردهات بر حريم پيامبر ( ص ) آويخته گشته است ، قرآن ، دامنات را جمع كرده ، تو نگستراناش و خدايت تو را در خانه
هامش
( 1 ) . ذات عرق ، مرز بين نجد و تهامه است كه عراقىها از آن جا احرام حج مىبندند .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج ؟ ، ص 314 ؛ و تاريخ ابن كثير ، ج 7 ، ص 230 .
( 3 ) . عبد الرحمن بن عتاب اسيد بن العيص بن عبد شمس ، در جنگ جمل در لشكريان عايشه كشته شد .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ف ج 1 ، ص 314 و 323 .