تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤

داستان شراب خوارى ابومحجن

ان كانوا شربوها مستحلين لها ان تقتلوا و ان كانوا شربوها وهم يؤمنون انها حرام ان يحدوا . « اگر آنان شراب را مباح دانسته و خورده‌اند ، قتل‌شان واجب است و اگر حرام دانسته و خورده‌اند حدّ در بارهء آنان جارى مىشود . على ( ع )

داستان ابو محجن به روايت غير سيف

ابو محجن ثقفى ، فرزند حبيب بن عمر بن عمير ثقفى است . آن گاه كه طايفهء ثقيف اسلام را پذيرفتند ، وى نيز مسلمان گرديد . او مردى شاعر و دلاور بود و در دوران جاهليّت و اسلام از قهرمانان به شمار مىرفت . او دائم الخمر و مىگسار بود . خليفه عمر بن خطّاب او را به خاطر مىگسارىاش 7 يا 8 مرتبه حدّ زد . ابو الفرج اصفهانى در الاغانى گويد : ابو محجن را با جمعى كه شراب خورده بودند به نزد عمر بن خطّاب آوردند ، عمر به آنان گفت : شراب خورده‌ايد ، پس از اين كه خدا و رسول‌اش آن را حرام كرده است ؟ آنان
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 244 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا