سنگسار شوم .
حسان بن ثابت در هجو مغيره به اين جريان اشاره مىكند :
لو ان اللئوم ينسب كان عبداً * قبيح الوجه اعور من ثقيف
تركت الدين و الاسلام لما * بدت لك غدوة ذات النصيف
و راجعت الصبا و ذكرت لهوا * مع القينات فى العمر اللطيف
ترجمه : اگر پستى فطرت نكوهش را پىجو شويم بندهاى زشترو و يك چشم از طايفهء ثقيف خواهد بود ( مقصود مغيره است كه از قبيلهء ثقيف و يك چشم بود ) صبحگاهى كه زن مقنعهپوش ، خود را به تو نشان داد ، يك باره دين و دل از دست دادى و به دوران جوانى بازگشتى و به ياد شهوترانى با كنيزان در بهار جوانى افتادى .
و بلاذرى در فتوح البلدان روايت كرده كه خليفه عمر بن خطّاب چون خواست پس از اين واقعه مجدّداً فرماندارى كوفه را به مغيره بدهد ، او را گفت : اگر ابلاغ فرماندارى به نام تو صادر گردد ، باز به همان كه به تو نسبت دادند باز خواهى گشت ؟ گفت : نه ، و از جمله كسانى كه به زناى مغيره اشاره كرده ، حموى در معجم البلدان « 1 » است .
نتيجهء ارزيابى
امّا از حيث سند ؛ در سند روايت نام محمّد و طلحه و مهلّب آمده است كه در بررّسى سند روايت سيف در موضوع اصلاح نژاد زياد به حال اين دو سه نفر رسيدگى شد .
وامّا از جهت متن
سيف ، چنين گفته است كه ابو بكره و دو برادرش و شبل در غرفهء مقابل خانهء مغيره نشسته بودند كه بادى وزيد و پنجرهء هر دو منزل را باز كرد و اينان مغيره را ديدند كه در خانهاش با زنى همبستر شده است و امّ جميل خدمتكارى بود كه براى مغيره كلفتى مىكرد و اينان فقط دو سرين ديدند و صورتى مشاهده نكردند و چون برخاستند تصميم گرفتند ،
هامش
( 1 ) . ج 2 ، ص 179 .