بعضى كتابهاى تاريخ نيز در سال وفات راوى شرح حالى برايش نوشتهاند ، مانند : ابن اثير ، ابن كثير ، ذهبى در تاريخ اسلام كبير و به ده سال ابن سعد در طبقات ، راويان هر شهرى را طبقهبندى نموده مانند : روات مكّه ، مدينه ، بصره ، كوفه ، رى ، بغداد ، يمن ، شام . و دانشمندانى كه تاريخ مخصوص براى شهرها نوشتهاند ، رواتى كه در آن شهر بودهاند و يا به آن شهر گذارشان افتاده ، به تفصيل حالاتشان را بيان نمودهاند ، مانند : تاريخ دمشق ابن عساكر ، و تاريخ بغداد خطيب بغدادى ، و تاريخ اصفهان ابو نعيم اصفهانى ، و حمّويى در معجم البلدان ضمن شرح بلاد ، رواتى را كه به آن شهر منسوب بودهاند ، نوشته است .
عدّهاى از روات بودهاند كه به لقب و يا نام شهر محلّ تولّد و زندگى خود مشهور بودهاند ، مانند : اصفهانى ، طبرى ، عكلى ، عمرى ، برجمى ، و . . . جمعى از دانشمندان در شرح حال اين قبيل روات ، كتابها نوشتهاند ، مانند : سمعانى در انساب و ابن اثير در لباب الانساب ؛ آن نسب را ذكر نموده و هر يك از روات كه به آن نسب مشهور بودهاند نگاشته است و چون گاهى در نام روات اشتباهى رخ مىداده كتابهايى در رفع اين اشتباه نوشتهاند ، مانند : المختلف و المؤتلف ، و المشتبه و الاكمال .
به طور خلاصه ، چنانچه گفتيم علم حديث مهمترين علم و مورد علاقهء مسلمين بوده و تمام سعى و كوشش در آن به كار رفته است كه از نظر سندشناسى نقطهء تاريكى باقى نماند . با اين حال ، اگر ما ديديم سيف ، كه روايتهاى خود را در دو كتاب « فتوح » و « جمل » جمعآورى نموده و به دليلى كه در جاى خود بيان نمودهايم ، اين دو كتاب را در زمان بنى اميّه نوشته است و راويان حديث تا آن زمان انگشت شمار بودهاند و در عين حال در هيچ يك از كتابهاى سندشناسى ، نامى از راويان سيف ديده نشده است - مخصوصاً با سابقهاى كه ما از سيف در حديث سازى داريم - براى ما مسلّم و محقّق خواهد گرديد كه آن راويان فقط و فقط ، ساختهء خيال سيف مىباشد و بس .
نكتهاى كه بايد متذكّر گرديد ، اين است كه ما در رسيدگى به سند روايات سيف فقط اين جهت را تذكّر مىدهيم كه فلان راوى اين حديث ، از نظر اصل وجود و خلقت ، ساختهء خيال سيف است و به همين جهت اكتفا مىكنيم . امّا از جهات ديگر ساختگى سند روايت كه از نظر فن حديثشناسى مورد اعتراض ماست ، مثلًا فلان راوى در سند
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 207
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٢٠٧