تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
نكردن بود . سوّم : از قعقاع بن عمرو ، روايت كرده كه گفت : روز وفات پيغمبر در مسجد بودم پس از نماز ، مردى آمد و مهاجرين را آگاه كرد كه انصار جمع شده بر خلاف پيمان رسول خدا ، مىخواهند با سعد بيعت كنند ! به طورى كه قبلًا اشاره شد ، سيف در جعل روايت مهارت به‌خصوصى داشته است . مثلًا در اين روايت نام عهدى ( پيمانى ) را از رسول خدا ( ص ) برده و روايت لشكر اسامه را طورى نقل مىكند كه صاحب آن عهد معرّفى گردد ، آن جا كه مىگويد : به محض اين كه خبر وفات رسول اكرم ( ص ) به اسامه رسيد ، از حركت بازايستاد و عمر را نزد ابو بكر خليفهء رسول خدا ( ص ) فرستاد . . . . خواننده وقتى اين دو روايت را ببيند ، از روايت اوّل چنين نتيجه مىگيرد كه عهدى از پيغمبر ( ص ) در امر خلافت بوده است و انصار مىخواستند كه با آن مخالفت كنند . از روايت دوم برمىآيد كه آن عهد در بارهء ابو بكر بوده كه سيف مىگويد چون خبر وفات پيغمبر ( ص ) به اسامه رسيد ، همان جا ايستاد و عمر را نزد ابو بكر خليفه رسول خدا ( ص ) فرستاد ! در روايات ديگر خود نيز اين نظر را تأييد كرده است و مىگويد : همهء مهاجرين بىآن كه كسى آنها را دعوت كند ، پشت سر هم بيعت كردند . ليكن پس از تحقيق و بررسى دقيق ، ديديم كه قعقاع بن عمرو راوى اين حديث اصلًا وجود خارجى نداشته است و از قهرمانان اختراعى افسانه‌هاى سيف مىباشد . اين مطلب را در كتاب ( صد و پنجاه صحابهء ساختگى ) كاملًا روشن نموده‌ايم . چهارم : سيف مىگويد كه حباب بن منذر انصارى در آن روز براى بيعت با سعد بن عباده شمشير كشيد ، در حالى كه عمّه زادهء پيغمبر ( ص ) زبير بن عوام بود كه براى بيعت با على شمشير كشيد ، ولى چون زبير و على از مهاجرين بودند سيف مىخواسته بگويد از مهاجرين هيچ كس با ابو بكر مخالفت نكرد و فقط انصار بودند كه مخالفت كردند ، لذا كار زبير را به حباب نسبت داده است ! و اين كه كار او نيز در پشتيبانى از سعد انصارى بوده نه از على قريشى . پنجم : عمر در بارهء بيعت با ابو بكر گفته بود : بيعت با ابو بكر لغزشى چون لغزش‌هاى
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 169 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا