تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
اجتماع شكافى ايجاد كنى گردن‌ات را خواهيم زد . پنجم : در بارهء بيعت على بن ابى طالب ( ع ) مىگويد : على در خانه نشسته بود ، كه خبر آوردند ابو بكر براى بيعت جلوس كرده است . على بدون عبا و شلوار ، در حالى كه پيراهنى بيش در بر نداشت سراسيمه از خانه بيرون آمد ، تا مبادا بيعت‌اش با ابو بكر دير شود ، و شتابان رفت و با ابو بكر بيعت كرد و سپس كسى را فرستاد كه لباس‌هايش را بياورد . ششم : سيف دو خطبهء نسبتاً طولانى را به ابو بكر نسبت مىدهد كه پس از بيعت كردن مردم از وى صادر شده است و مىگويد كه او در اين خطبه در بارهء مرگ ، فناى دنيا و قيامت از مجموعهء اين هفت روايت ، نكات عمده و اساسى ذيل قابل بررّسى است : 1 . اين كه على ( ع ) در همان روز اوّل و با عجله خود را به ابو بكر رسانده و با او بيعت كرد . 2 . اين كه سعد بن عبادهء انصارى در همان روز اوّل بيعت كرد . 3 . اين كه خلافت ابو بكر ، عهد و پيمانى از جانب رسول خدا ( ص ) بود . 4 . اين كه حباب بن خندر انصارى در سقيفه شمشير كشيده است . 5 . اين كه ابو بكر پس از بيعت دو خطبهء طولانى داشته است . 6 . اين كه خالد بن سعيد به قضايايى كه در سقيفه اتّفاق افتاد چهرهء مبارزات بين قبيله‌اى مىدهد ولى براى اين گفتار از جانب على و عمر مورد اعتراض قرار مىگيرد . 7 . اين كه هيچ كس از بيعت با ابو بكر تخلّف نكرد مگر مرتدين . حال در اين قسمت از بحث ، به ترتيب ، نكات فوق را مورد بررسى قرار مىدهيم : هفتم : و در بارهء مخالفت خالد بن سعيد اموى ، با بيعت ابو بكر روايت كرده است : خالد بن سعيد در زمان صلح و آرامش لباس حرير پوشيده بود ، عمر دستور داد تا پيراهن‌اش را بر تن‌اش بدرند . و براى همين بود كه خالد به على گفت : اى فرزندان عبد مناف ! آيا شكست خورديد و مغلوب شديد ؟ ! على در جواب‌اش گفت : آيا آن را مبارزه مىپنداريد يا خلافت ؟ ! عمر به خالد گفت : خدا دهانت را خرد كند ! سخنى بر زبان آوردى كه براى هميشه
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 167 | السيد مرتضى العسكري / سيد احمد فهرى زنجانى / عطا محمد سردارنيا