اجتماع شكافى ايجاد كنى گردنات را خواهيم زد .
پنجم : در بارهء بيعت على بن ابى طالب ( ع ) مىگويد :
على در خانه نشسته بود ، كه خبر آوردند ابو بكر براى بيعت جلوس كرده است . على بدون عبا و شلوار ، در حالى كه پيراهنى بيش در بر نداشت سراسيمه از خانه بيرون آمد ، تا مبادا بيعتاش با ابو بكر دير شود ، و شتابان رفت و با ابو بكر بيعت كرد و سپس كسى را فرستاد كه لباسهايش را بياورد .
ششم : سيف دو خطبهء نسبتاً طولانى را به ابو بكر نسبت مىدهد كه پس از بيعت كردن مردم از وى صادر شده است و مىگويد كه او در اين خطبه در بارهء مرگ ، فناى دنيا و قيامت از مجموعهء اين هفت روايت ، نكات عمده و اساسى ذيل قابل بررّسى است :
1 . اين كه على ( ع ) در همان روز اوّل و با عجله خود را به ابو بكر رسانده و با او بيعت كرد .
2 . اين كه سعد بن عبادهء انصارى در همان روز اوّل بيعت كرد .
3 . اين كه خلافت ابو بكر ، عهد و پيمانى از جانب رسول خدا ( ص ) بود .
4 . اين كه حباب بن خندر انصارى در سقيفه شمشير كشيده است .
5 . اين كه ابو بكر پس از بيعت دو خطبهء طولانى داشته است .
6 . اين كه خالد بن سعيد به قضايايى كه در سقيفه اتّفاق افتاد چهرهء مبارزات بين قبيلهاى مىدهد ولى براى اين گفتار از جانب على و عمر مورد اعتراض قرار مىگيرد .
7 . اين كه هيچ كس از بيعت با ابو بكر تخلّف نكرد مگر مرتدين .
حال در اين قسمت از بحث ، به ترتيب ، نكات فوق را مورد بررسى قرار مىدهيم :
هفتم : و در بارهء مخالفت خالد بن سعيد اموى ، با بيعت ابو بكر روايت كرده است : خالد بن سعيد در زمان صلح و آرامش لباس حرير پوشيده بود ، عمر دستور داد تا پيراهناش را بر تناش بدرند . و براى همين بود كه خالد به على گفت : اى فرزندان عبد مناف ! آيا شكست خورديد و مغلوب شديد ؟ !
على در جواباش گفت : آيا آن را مبارزه مىپنداريد يا خلافت ؟ !
عمر به خالد گفت : خدا دهانت را خرد كند ! سخنى بر زبان آوردى كه براى هميشه
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 167
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص١٦٧