عصر جاهليّت بود . « 1 » ، سيف براى اين كه بر گفتار عمر پردهپوشى نمايد ، مخالفت انصار را با بيعت ابو بكر « فلته » يا لغزش خواند تا خواننده خيال كند مقصود عمر نيز از فلته همان بوده است ! !
ششم : سيف دو خطبهء نسبتاً طولانى به ابو بكر نسبت مىدهد كه پس از بيعت كردن مردم ، آن دو خطبه را ابو بكر انشاء نموده است ، اگر با دقّت و مو شكافى بيشترى اين دو خطبه مورد توجّه قرار گيرد ، نمايان مىشود كه اين روايت نيز مانند ساير روايات سيف ساختگى است ، زيرا گذشته از اين كه مفادّ اين دو خطبه ، بيشتر از موعظه و يادآورى مرگ و فناى دنيا و عذاب آخرت است ، اين روش در خطبههاى خلفاى ثلاثه نبوده است و مخصوص پيغمبر و على بن ابى طالب است و پس از على ( ع ) ميان مسلمانان معمول گرديده است ، اين دو خطبه به عكس اشعار و حماسههايى كه سيف ساخته و نسبتاً فصيح و نمكين است ، بسيار بىمزه و سست انشاء شده است . گويى سيف در وعظ و ارشاد و صحبت از ثواب و عقاب به الهامى كه از عقايدش مىگرفته ، تخصّصى نداشته ، زبان دروغپردازش نتوانسته اين قسمت را به خوبى بپروراند ، « 2 » به علاوه اصولًا خطبه طولانى در زمان پيغمبر ( ص ) و ابو بكر معمول نبوده است و خطبهها غالباً كوتاه و رسا القا مىشده است ، خطبههاى طولانى در زمان عمر شروع شد و هنگام خلافت على ( ع ) به اوج كمال رسيد .
ديگر آن كه زمامداران معمولًا در اوّلين خطبهء خود ، برنامهء حكومت خود را اعلام مىنمايند . اين نكته در خطبهء حقيقى ابو بكر كه ديگران روايت كردهاند و مختصر است كاملًا محسوس مىباشد ، صرف نظر از تمام اينها ، آن چه بيشتر جلب توجّه مىكند جملهاى است كه سيف در اين دو خطبه به ابو بكر نسبت داده و اين كه ابو بكر گفته است :
الا و از لى شيطاناً يعترينى فاذا اتانى فاجتنبونى و لا اوثر فى اشعاركم و ابشاركم « 3 » .
هامش
( 1 ) . انها كانت فلتة كفلتات الجاهليية .
( 2 ) . به اصل عربى دو خطبه در تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 210 رجوع شود كه ترجمهء آن در ص 102 گذشت .
( 3 ) . ترجمهء اين جمله پيش از اين ذكر شد .