تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
پرداخته در حالى كه صدايش به گريه بلند بود فرمود : ( 1 ) اى اهل كوفه ! بدا به حالتان ، چه شد شما را كه از يارى حسين عليه السّلام دست شستيد و او را كشتيد ، و دست به تاراج اموالش گشوده آنها را به ارث برديد ، و زنانش را اسير كرده ، به مصيبتش كشانديد ، نابود باديد . واى بر شما ، چه جناياتى را مرتكب شده ، چه گناهى را بر دوش خود بار كرده ، چه خونها ريخته ، چه زنان مكرّمه را خورد كرده ( اسير نموده ) چه جامگانى را از دختران به يغما برديد و چه اموالى را به غارت برديد ؟ بهترين مردان بعد از پيامبر را كشتيد . رحمت از دلهايتان رخت بربسته است ، هان ، حزب خدا غالب و حزب شيطان زيانكارند . بعد فرمود :
قتلتم اخى صبرا فويل لامّكم * ستجزون نارا حرّها يتوقّد
برادرم را گرفتيد و كشتيد واى بر مادرتان ، زودا به آتشى كيفر داده شويد كه حرارتش شعله گيرد
سفكتم دماء حرّم اللَّه سفكها * و حرّمها القرآن ثمّ محمّد
خونهايى را ريختيد كه خدا و قرآن و محمّد ريختن آن را حرام كردند
الا فابشروا بالنّار انّكم غدا * لفى قعر نار حرّها يتصعّد
الا ، در فرداى قيامت در قعر جهنم به شعله‌هاى بالنده بشارتتان باد
و انّى لأبكي في حياتى على أخى * على خير من بعد النّبىّ سيولد
و من هماره در زندگيم بر برادرم مىگريم ، بر كسى كه بهتر از همه بعد از پيامبر بود
بدمع غزير مستهلّ مكفكف * على الخدّ منّي دائب ليس يجمد
اشك جوشان چون باران كه همواره بر گونه‌اى جارى است و خشكى نگيرد راوى گويد : ( فضجّ الناس بالبكاء و النحيب و النوح ، و نشر النساء شعورهنّ ، و حثين التراب على رؤوسهنّ ، و خمشن وجوههنّ ، و لطمن خدودهنّ ، و دعون بالويل و الثبور ، و بكى الرجال و نتفوا لحاهم ، فلم ير باكية و باك أكثر من ذلك اليوم ) ،