تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
خونخواهى دستخوش از دست رفتن نشود و خدا و پروردگارتان در كمينگاه است . ( 1 ) راوى گويد : به خدا سوگند ، مردم را مىديدم كه چون سرگشتگان مىگريستند و دستها را بر دهانهايشان نهاده بودند . پير مردى را ديدم كه در كنارم ايستاده مىگريست و ريش وى از اشكش خيس شده بود و مىگفت : پدر و مادرم فدايتان ، پيران شما بهترين پيران ، جوانانتان بهترين جوانان و زنانتان بهترين زنان ، و نسل شما بهترين نسلهايند ، و هرگز خوار نگرديده كسى را توان برابرى با شما نيست .

[ خطبه فاطمه صغرى سلام الله عليها ]

زيد بن موسى « 1 » آورده از پدر و جدّش عليه السّلام كه فرمود : فاطمهء صغرى عليها السّلام بعد از آن كه از كربلا وارد شد و فرمود : حمد مر خداى راست به عدد ريگ و سنگريزه‌ها ، و به وزن عرش تا خاك و فرش ، او را مىستايم و به دو ايمان دارم و بر او توكّل مىنمايم ، و شهادت مىدهم كه معبودى جز او نيست و اين كه محمّد عبد و رسول اوست ، و اين كه ذرّيهء او در كنار شط فرات مذبوح شدند بدون آن كه كينه‌توز يا خواهان خاك باشند . خداوندا ! به تو پناه مىبرم از اين كه با دروغى بر تو افتراء بندم ، و چيزى بگويم كه خلاف آنچه باشد كه از گرفتن عهدها در امر وصايت علىّ بن ابى طالب نازل فرمودى ، آن كه حقش را ربودند و بدون گناهى به قتل رسيد - آن گونه كه فرزندش ديروز به شهادت رسيد - و شهادت على در خانه‌اى از خانه‌هاى خدا ، كه جمعى از مسلمانان ( كه تنها با زبان مسلمان بودند ) حضور داشتند ، سرهايشان نابود باد ، آنان كه در حيات و مماتش ستمى را از او نراندند ، تا آن جا كه او را به سوى خود بردى ، او كه ستوده سرشت و معروف المناقب ، مشهور در هدايتگرى بود ، خداوندا ! هرگز در راه تو سرزنش سرزنشگرى او را از هدف باز نداشته و نه نكوهش نكوهش‌گرى ، پروردگارا ! او را در كودكى به اسلام هدايت فرموده ، در بزرگى مناقب او را ستودى ،
هامش
( 1 ) - زيد بن موسى بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن الحسين علوى طالبى ، خونخواه ، با ابو السرايا خروج كرد . وفات او حدود سال 250 ق . اتفاق افتاد .