امير المؤمنين عليه السّلام است كه سخن مىگويد ، ( 1 ) آن زن اشارتى به مردم كرد و فرمود :
خاموش باشيد ، نفسهاى مردم در سينهها حبس و جرسها از صدا افتادند ، بعد فرمود :
حمد و ستايش مر خداى راست و درود بر جدّم محمّد و آل اخيار و طيبين او .
امّا بعد . اى اهل كوفه ! اى اهل نيرنگ و بىوفائى ! آيا مىگرييد ؟ ! هرگز اشك شما پايان نپذيرفته نالهتان فرو ننشيند ، همانا مثل شما مثل آن زنى است كه تافتهء خود را واتابيده ، كه همواره سوگندهايتان را وسيله درآمد بين خود قرار مىدهيد .
آيا در شما جز چاپلوسى و آلودگى به تباهى ، و ارتجاع و كينهتوزى ، و تملّقى چون تملّق كنيزان ، و رنج و درد دشمنان است ؟ ! يا در ميان شما چراگاهى به گسترهء يك خرابه يا قطعه نقرهاى كه در لحد گورى نهفته مىباشيد ؟ چه چيز بدى نفس شما از پيش فرستاده كه خشم خدا را بر شما فرود آورده و جاودانه در عذاب خواهيد بود .
آيا مىگرييد و ناله از جگر برمىآوريد ؟ ! آرى به خدا كه بايد بسيار بگرييد و كم بخنديد ، حقا كه همهء عار و ننگها را با خود برديد ( براى خود جمع كرديد ) كه هرگز تكّههاى اين عار و ننگ را شستشو نتوانيد داد ، چگونه مىتوانيد خونزادهء خاتم نبوّت و معدن رسالت و سيّد جوانان بهشت ، و پناه نيكان ، و فريادرس محرومان ، و منار حجت بر شما و جريان بخش سنّت خود را بشوييد .
چه گناه سنگينى را به دوش گرفتيد ، دورى و تباهى از آن شما باد ، تلاش شما زيانبار ، دستهايتان بريده ، و كالايتان قرين خسران باد ، به خشم خدا بازگشت نموده ، و داغ ذلّت و بيچارگى بر شما نهاده شد .
واى بر شما اى كوفيان ، آيا مىدانيد كه چه جگرى از رسول اللَّه را پاره پاره كرديد ؟
و چه زنان گرامى از پيامبر را از پرده بيرون كشيديد ، و چه خونى از پيامبر را ريخته ، و چه حرمت او را دريديد ؟ ! حقّا كه چه بلاها و سختى سياه و ناگوارى را دامن زديد ! در روايتى آمده : به زشتى و حماقتى به پهناى برجستگيهاى زمين و آسمان روى آورديد . آيا به شگفت آمديد از اين كه آسمان خون باريد ، و هر آينه عذاب آخرت خواركنندهتر است و شما يارى نمىشويد ، اين مهلت ( اندك ) را خفيف مىپنداريد ،
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي ) — صفحة 170
مساهمون: السيد ابن طاووس
ص١٧٠