بود بين دشمنان برنشاند ، ( 1 ) و آنان را آن چنان كه اسرار ترك و روم رانده مىشدند با آن همه رنج و مصائب همى راندند .
وه چه زيبا گفت آن كه گفت :
يصلّى على المبعوث من آل هاشم * و يغزى بنوه ان ذا لعجيب
از شگفتيها اين كه بر پيامبر صلوات فرستاده با فرزندان او مىجنگند در روايت آمده : شمار سرهاى اصحاب حسين عليه السّلام هفتاد و هشت بوده كه قبايل براى تقرّب نزد ابن زياد و يزيد بن معاويه ، عليهما لعائن اللَّه سرها را بين خود تقسيم و حمل كردند .
1 - كنده به رياست قيس بن اشعث با سيزده سر 2 - هوازن به رياست شمر بن ذى الجوشن با دوازده سر 3 - بنى تميم با هفده سر 4 - بنو اسد با شانزده سر 5 - قبيله مذحج با هفت سر 6 - ساير قبايل و مردم سيزده سر راوى گويد : چون عمر بن سعد از كربلاء دور شد ، گروهى از بنى اسد آمده بر آن پيكرهاى پاك خون آلود نماز گزارده به همان صورت كنونى دفنشان كردند . چون ابن سعد با اسيران به كوفه نزديك شدند مردم براى تماشاى آنان آمدند .
[ اسراء در كوفه ]
راوى گويد : زنى از كوفيان بر اسيران اشراف يافته و گفت : شما از اسيران كجاييد ؟
گفتند : ما اسيران از آل محمّديم صلّى اللَّه عليه و آله .
آن زن از بام فرود آمده و ملاحف و شلوارها و مقنعههايى فراهم آورده به اسراء داد تا خود را بپوشانند .
راوى گويد : همراه زنان ، علىّ بن الحسين عليهما السّلام نيز بود كه بيمارى لاغرش كرده