( 1 ) ابن زياد : نامه از كى و براى كى بود ؟
قيس : از حسين عليه السّلام به جمعى از كوفيان كه نامهاى آنان را نمىدانم .
ابن زياد بر آشفته و گفت : به خدا كه دست از تو بر نمىدارم جز آن كه اسامى اين گروه را بگويى يا بر فراز منبر رفته و حسين و پدر و برادرش را لعن كنى و الّا قطعه قطعهات كنم .
قيس گفت : امّا اسامى گروه را نخواهم گفت : و امّا لعن كردن حرفى ندارم .
قيس به منبر آمد و خداى را ستايش كرد و ثنا گفت و بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله درود فرستاد و بسيار طلب رحمت براى على و فرزندانش صلوات اللَّه عليهم نمود و بر ابن زياد و پدرش لعن فرستاد و هكذا گردنكشان بنى اميه را تا آخرينشان لعنت فرستاد .
و آنگاه گفت : مردم ، من فرستادهء حسين عليه السّلام نزد شمايم و او را در فلان منزل پشت سر گذاشتيم ، دعوتش را بپذيريد .
اين خبر به ابن زياد رسيد ، فرمان داد تا از فراز قصر فرو افكندندش كه به شهادت رسيد .
خبر شهادت قيس به امام حسين عليه السّلام رسيد ، اشك از چشمهاى مباركش جارى گرديد و گفت : « خداوندا براى ما و شيعيان ما منزلى پاك و با كرامت مقرّر دار و ما و آنان را در قرارگاه رحمتت گرد هم آور ، چه تو بر هر چيز توانايى » .
در روايت آمده كه : اين نامه را حسين عليه السّلام از حاجز فرستاد ، و گفتهاند : جز اين نيز آمده .
[ مواجه شدن امام با سپاه حر ]
راوى گويد : حسين عليه السّلام كوچيد تا به دو منزلى كوفه ، كه با حرّ بن يزيد « 1 » به همراه
هامش
( 1 ) - حرّ بن يزيد بن ناجية بن سعيد از بنى رياح بن يربوع ، از شخصيتهاى بارز كوفه ، پيشوايى از اشراف تميم ، يكى از فرماندهان اموىّ در كربلاء بود ، و او قيادت قبيلهء تميم و همدان را داشت ، با حسين در پاى كوه ذى حسم برخورد ، در عاشورا قبل از شعلهور شدن نائره جنگ بين امام و سپاه كفر توبه كرده و همراه امام جنگ سختى نمود تا آنكه شهيد شد .
تاريخ طبرى 5 / 422 و 400 و 427 ، تسمية من قتل مع الحسين : 153 ، رجال الشيخ : 73 ، البداية و النهاية 8 / 172 ، الكامل في التاريخ 4 / 19 ، انصار الحسين : 84 - 85 و الأعلام 2 / 172 .