( 1 ) اگر دنيا چيز گرانبهايى به حساب آيد ، قطعا ثواب خدا برتر و ارزشمندتر است
و ان تكن الابدان للموت أنشئت * فقتل امرء بالسّيف في اللَّه افضل
و اگر بدنها براى مرگ پديد آمدهاند ، پس شهادت در راه خدا برتر است
و ان تكن الارزاق قسما مقدّرا * فقلّة حرص المرء في السعى اجمل
و اگر قسمت ارزاق مقدر است ، پس حرص كم در تلاش چه زيباتر است
و ان تكن الاموال للتّرك جمعها * فما بال متروك به المرء يبخل
و اگر واقعا جمع اموال براى ترك است . پس چرا شخص بايد در اموال متروك بخل بورزد
[ ارسال نامه امام توسط قيس بن مسهر صيداوى ]
راوى گويد : حسين عليه السّلام نامهاى به سليمان بن صرد و مسيّب بن نجبه و رفاعة به شدّاد و جمعى از شيعيان كوفه نوشت و با قيس بن مسهر صيداوى « 1 » فرستاد . قيس چون به نزديك كوفه رسيد ، حصين بن نمير « 2 » ، مأمور ابن زياد راه را بر وى بست و در پى تفتيش وى بر آمد ، قيس نامهء امام را دريده و نابود كرد ، حصين وى را نزد ابن زياد فرستاد .
چون نزد ابن زياد رسيد ، گفت : تو كه هستى ؟
قيس : من مردى از شيعيان امير المؤمنين و فرزندش مىباشم ؟
ابن زياد : چرا نامه را دريدى ؟
قيس : تا ندانى در آن چه نوشته شده .
هامش
( 1 ) - قيس بن مسهر اسدىّ از عدنان ، جوانى است كوفى از اشراف بنى اسد و يكى از حاملان نامههاى كوفيان به حسين ، بعد از خبر بيعت نكردن و حضور امام در مكه با مسلم به كوفه بازگشت ، نامهء مسلم را كه حاوى بيعت مردم و دعوت امام به كوفه بود به امام رسانيد .
تاريخ طبرى 5 / 394 - 395 ، رجال الشيخ : 79 ، تسمية من قتل مع الحسين : 152 ، انصار الحسين : 123 - 124 .
( 2 ) - حصين بن نمير كندى سكونى ، از سرهنگان سرسخت و قسىّ القلب در عصر بنى اميه و اهل حمص بوده ، كعبه را به منجنيق بست و در نهايت امر ، فرماندهء ميمنهء ابن زياد در جنگ با ابراهيم اشتر بود كه نزديك موصل سال 67 اتفاق افتاد ، كشته شده و به دار البوار شتافت .
التهذيب ابن عساكر 4 / 371 و الاعلام 2 / 262 .