دوم محرّم بود ، ( 1 ) پرسيد : « اين زمين را چه نام است » .
گفته شد : كربلاء .
امام فرمود :
( انزلوا ، هاهنا و اللَّه محطّ ركابنا و سفك دمائنا ، هاهنا و اللَّه مخطّ قبورنا ، و هاهنا و اللَّه سبى حريمنا ، بهذا حدّثنى جدّى )
، « فرود آييد ، به خدا كه اين جا جاى فرود آمدن و ريختن خونهاى ماست ، و اينجا جايگاه قبور ماست ، به خدا كه اين جا جاى به اسارت رفتن حرم ماست و اين خبر را جدّم به من داده است » .
همگان فرود آمدند ، و حرّ با لشكرش نيز در كنارى فرود آمدند ، و حسين عليه السّلام نشست و شمشيرش اصلاح مىكرد و مىفرمود :
يا دهر افّ لك من خليل * كم لك بالاشراق و الأصيل
تفو بر تو اى روزگار كه چه بد دوستى هستى و چقدر در هر شبانگاه و بامداد براى تو بود
من طالب و صاحب قتيل * و الدّهر لا يقنع بالبديل
چقدر جوينده كه به كشتن رفته و اين روزگار است كه به نخبگان قناعت نورزد
و انّما الامر الى الجليل * و كلّ حىّ فالى سبيل
همانا امر به نزد پروردگار است ، و هر زندهاى راهى در پيش دارد
ما اقرب الوعد الى الرّحيل * الى جنان و الى مقيل
وعدهء زمان كوچيدن به بهشت خداى چقدر نزديك است راوى گويد : زينب « 1 » دخت فاطمه عليها السّلام اين سخنان را بشنيد و گفت : برادرم اين سخن تو سخن كسى است كه به مرگ خود يقين دارد .
هامش
( 1 ) - زينب دخت امير المؤمنين على عليه السّلام خواهر حسن و حسين عليهما السّلام ، عقيله بنى هاشم ، همسر عموزادهاش عبد اللَّه بن جعفر ، با برادرش حسين در كربلا حضور داشت ، از كربلا به كوفه و سپس به شام به اسارت رفت ، او شكيبا بود و قلبى استوار داشته ، بلند مرتبه فصيحه و خطيبه بود ، وفاتش سال 62 بنا به اشهر روايات در مصر بوده است .
براى اطلاع بيشتر به كتاب زينب الكبرى شيخ جعفر نقدى رجوع شود كه شرحى مستوفى است از شخصيت بارز حضرت زينب سيّدة النساء پس از مادرش زهراء عليها السّلام .