هرچه رويت به سوى خود كرده است * گر همان جانِ تو باشد ، پرده است
كسب اسباب ، بود پردهگرى * شيوهء فقر و فنا ، پردهدرى
مردمى كن ! همه را يكسو نِه * ورنه در فقر و فنا زن توبه
( هفتاورنگ جامى )
3444 - ترك عشق
بارها با خود اين قرار كنم * كه رَوم ترك عشق يار كنم
باز انديشه مىكنم كه اگر * نكنم عاشقى چكار كنم ؟
( امير خسرو دهلوى )
3445 - در خوارى خويشتن
دلم را آرزوى گلعذاريست * كه در هر سينه از وى خار خاريست
به تيغ دوست بايد جان سپردن * به مرگ خويش مردن ، سهل كاريست
تن خود را از آن رو دوست دارم * كه تركيبش ز خاك رهگذاريست
سگ كوى خودم خواندى ، عفى اللّه ! * اگر من آدمى باشم همين بس
( امير خسرو دهلوى )
3446 - نبض
« جالينوس » و اتباع وى ، به خلاف حكماى ديگر بر آنند كه :
نبض ، تابع حركت قلب نيست آنانكه گفتهاند : تابع حركت قلب است باهم اختلاف دارند .
بعضى بر آنند كه انبساط نبض در انبساط قلب و انقباضش در انقباض آن است . برخى ديگر از متقدّمين برعكس اين اختيار كردهاند و بعضى هم حركت نبض را از مقولهء وضع و بعضى از مقولهء اين و برخى از مقولهء كم تصوّر نموده و حقّ اينكه خوّاص اين سه مقوله در حركت نبض موجود و اختيار هريك از اين مقولات ثلاثه از آن بهجاست . « علّامه » گفته : شيخ « ابو على سينا » ، بدين جهت ذكر مكانيت را در حركت نبض نكرده كه آنچه از مكانيت به فهم ادراك شود تبدل امكنه و تبدل امكنه در حركت نبض ممكن است .