3447 - شايستهء بزرگى
يكى از اولاد خليفه ، شخصى را گفت : قيمت نيم دينار سبزى بگير و بيار ! يكى از ادبا اين سخن را شنيده ، گفت : اين پسر را بزرگى نشايد ، ديگران گفتند : چهسان دانستى ؟ گفت : از دانستن نيم دينارش .
3448 - عباد اللّه
از اصحاب ، دوصد و بيست نفر موسوم به « عبد اللّه » بودند ؛ ليكن اطلاق « عباد اللّه » بر چهار نفر از ايشان شهرت گرفته : « عبد اللّه بن عباس » ، « عبد اللّه بن عمر » ، « عبد اللّه بن زبير » ، « عبد اللّه بن عمرو بن عاص » .
3449 - احتساب مسافت
در معرفت مقدار « مسافت بين البلدين » بنگر ! اگر هر دو بلد در طول متّفق و در عرض متفاوت و يا بالعكساند پس هر درجه از تفاوت را به بيست و دو فرسخ بگير ! و اگر در عرض و طول متفاوت باشند ، ما بين الطولين و ما بين العرضين را مربّع كرده و هر دو را جمع آر و جذر مجتمع را بر بيست و دو ضرب كن ! حاصل ضرب عدد فراسخ ما بين البلدين است اگر ما بين الطولين چهار درجه و ما بين العرضين سه درجه باشد جذر مجموع مربّعات آنها را بر بيست و دو ضرب كن ! به قرار آن عرض و طول يكصد و ده فرسخ است ، اين عمل از حواشى « زيج ايلخانى » در ذكر اطول البلدين منقول است .
مخفى نماناد : درجه ارضيه بيست و دو فرسخ و تسع فرسخى است و در اين قاعده از بهر تسهيل حساب كسر را ساقط كرده و وجه اينكه درجه ارضيه بيست و دو فرسخ و تسعى است مربع وتر زاويه قايمه مساوى مربع ضلعين آن وتر و زاويه قايمه است .
3450 - عبادت سنگ !
در سال چهارصد و سيزده هجرى ، شخصى از نواحى مصر ، در موسم حج به مكّه آمده ، به نزديك حجر الاسود رفته ، مردم تصوّر نمودند كه او حجگزار است . چوبى در زير ثياب پنهان كرده . به همان چوب سه نوبت به حجر الاسود زده ، صيحه درداد . گفت : تا كى عبادت اين سنگ را كنم . بگوييد محمّد صلّى اللّه عليه و إله بيايد مرا از اين كردار مانع آيد كه من اين خانه را خراب خواهم كرد . مردم