3436 - مراتب تقوا
تقوا را سه مرتبه است :
مرتبهء اوّل : عذر از عذاب مخلد و تبرّا از شرك كما قال اللّه تعالى :
وَ أَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوى
« 1 » دوم : حذر از ماثم چه صغيره و آيا كبيره باشد ! چنانچه در شرع متعارف است به قوله تعالى :
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا
« 2 » مرتبهء سوم : به كلى تنزّه از آنكه تو را از حق تعالى دور نمايد و مرتبه حقيقه و مطلوبه است چنانچه حق تعالى فرموده :
اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ
« 3 » صاحب « كشف » عند تفسير قوله تعالى :
هُدىً لِلْمُتَّقِينَ
« 4 » گفته : اگر
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ
« 5 » را صفت كاشفه متقين كنند ازجمله مرتبهء ثانيه تقوا و اگر صفت مادحه باشد از مرتبه ثالث و اگر صفت مخصصه باشد از مرتبه اولى است .
3437 - تفسير كلمه امامهم
در « كشّاف » در تفسير قوله تعالى :
يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ
« 6 » گفته : از جمله بدع تفاسير است كه امام را جمع ام گويند در روز رستاخيز هريك را به اسم ام خود خوانند و حكمت در آنكه به اسم ابا نخوانند مراعات حضرت عيسى عليه السّلام و اظهار شرف امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام است و نيز حكمت اين است كه اولاد زنا به تفضيح نرسند . اى كاش مرا روشن مىشد كه اين بدع از صحّت نظر بوده يا از بناى حكمت است .
3438 - خاشعين
در « كشّاف » عند قوله تعالى :
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
« 7 » گفته : اگر معنى يخرّون را خواهان شوى ؛ سقوط بر وجه است .
هامش
( 1 ) . سورهء فتح ، آيهء 26 . ( و آنان را با كلمه [ اخلاص و مقام ] تقوى ملازم كرد كه آنها سزاوارتر [ از ديگران ] بر اين مقام بودند و اهليّت آن داشتند و خدا به همه امور عالم داناست . )
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 96 . ( و اگر اهل شهرها ايمان آورده و تقوا پيشه مىكردند . . . . )
( 3 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 102 . ( . . . چنانكه سزاوار خداست تقوا پيشه كنيد . . . . )
( 4 ) . سورهء بقره ، آيهء 2 . ( . . . راهنماى پرهيزگاران است . )
( 5 ) . سورهء بقره ، آيهء 3 . ( آن كسانىكه به جهان غيب ايمان آرند . )
( 6 ) . سورهء اسرا ، آيهء 71 . ( روزى كه هر گروهى را با امامشان فرا مىخوانيم . . . . )
( 7 ) . سورهء اسرا ، آيهء 109 . ( و گريهكنان بر چانهها به خاك افتند و خشوعشان افزون شود . )