تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1257

مساهمون:

ص١٢٥٧
ندادند صاحب‌دلان دل به پوست * وگر ابلهى داد بىمغز اوست مى از جام وحدت كسى نوش كرد * كه دنيا و عقبى فراموش كرد
( سعدى )

3433 - كليات عوالم

اهل عرفان ، كليات عوالم را در « جبروت » ، « عالم ملكوت » ، « عالم غيب » و « عالم شهادت » دانند . عالم جبروت آن است كه معبر عنه از ذات حق باشد و جبروت از اجبرته على كذا او اجبرته ، اذا اكرهته و يا از نخلة جبارة كه از بلندى و علو دست بدان نرسد . اطلاق جبروت بر ذات مقدّسه از بهر آن است كه حق تعالى ، الزام خلق را به ما حكم به و قضاة داد و « تعالى عن ادراك العقول » ، عقل به معنى حق جلّ اسمه نرسد . و عالم ملكوت آن است معبر به عن صفاته تعالى آن‌را ملكوت اعلى و ملكوت ادنى گويند . ملكوت اعلى ، عدم تعلّق به مخلوقات است و ملكوت ادنى ، تعلّق به مخلوقات . پس حق تعالى از استيلا و از تصرّف فى الكل بر جميع اشيا ، جبروت و ملكوت هست
فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 1 » عالم غيب مخلوقاتى است نامحسوس و عالم شهادت مشهود و موقع اسماى عالم جبروت است . وجود عالم جبروت در ما تحت او به طريق تنزّلات است . پس عالم جبروت از جهت اتّصاف به صفات به عالم ملكوت و از عالم ملكوت نيز از جهت ابداع روحانيات به عالم غيب نازل شود و از آن‌جا نيز تكوين اجسام را به عالم شهادت تنزّل نمايد ديگر در تحت عالم شهادت عالم ديگر نيست كه به آن هم نازل شود .

3434 - ارادهء حق

در « كلينى » از حضرت ابا عبد اللّه عليه السّلام مروى است كه گفته : « اذا اراد اللّه عز و جل بعبد خيرا عجل عقوبته في الدنيا ، و اذا اراد بعبد سوء امسك عليه ذنوبه حتى يوافي بها يوم القيمة » اگر حق تعالى اراده‌اش با بندهء خود به خير است و در دنيا وى را عقوبت كند و الّا گناهان وى را تا روز قيامت بر وى دارد كه در آن روز به مكافات عمل برسد .
هامش
( 1 ) . سورهء يس ، آيه 83 . ( پس منزهاست خدايى كه مالكيت و حاكميت هر چيزى به دست اوست و به سوى او بازگردانده مىشويد . )