تو « محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله » ، اندوهگين مىشد و دشمن تو ، ابليس شاد ؛ فردا اگر عقوبت كنى ، باز دوست تو اندوهگين شود و دشمن تو شاد . الهى ! دو شادى بده ! و دو اندوه بر دل دوست منه ! الهى ! اگر كاسنى تلخ است از بوستان است و اگر عبد اللّه مجرم است از دوستان است . الهى ! چون توانستم ندانستم و چون دانستم نتوانستم . الهى ! اين چاشنى كه دارى ! تمام كن و اين برق كه تابانيدى مدام مكن !
3425 - نصايح
و از كلام اوست : اگر دارى ، طرب كن ! و اگر ندارى ، طلب كن ! صحبت با اهل تا به جان است و با نااهل تاب جان است . به كودكى پستى ، به جوانى مستى ، به پيرى سستى ؛ پس اى مسكين ! خداى را كى مىپرستى ؟ خوش عالمى است ، نيستى هرجا كه ايستى ، كس نگويد كه كيستى اگر آيى ، در باز است و اگر نيايى ، حق بىنياز است اگر بر آب روى ، خسى باشى و اگر بر هوا پرى ، مگسى باشى ؛ دل به دست آر ! تا كسى باشى .
3426 - خوف بيات
در « كشّاف » عند قوله تعالى :
أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ
« 1 » از « ربيع بن خيثم » مروى است : دخترش وى را گفته : اى پدر ! مردم مىخوابند و نمىبينم تو خواب كنى ؟ پدر گفت : اى دختر من ! از خوف بيات خواب نمىكنم . مقصود ربيع از « بيات » ، قوله تعالى بوده كه فرموده :
أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا بَياتاً .
« 2 »
3427 - ورد زبان
« ابو على دقاق » ، اغلب اوقات اين دو بيت را مىخوانده . گمان مىرود كه از « عبّاس بن احنف » باشند :
ودادكم هجرو حبكم قلا * و قربكم بعد و سلمكم حرب
و أنتم به حمد اللّه فيكم فظاظة * و كل ذلول من أموركم صعب
* * * دوستى شما هجران ، محبت شما دشمنى نزديك به شما دورى و صلح با شما جنگ است و الحمد للّه شما را اندرون سراسر گستاخى است و هر نرمى از امور
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 99 . ( مگر از مكر و تدبير خدا ايمن شدهاند ؟ . . . . )
( 2 ) . سورهء اعراف ، آيهء 97 . ( . . . عذاب ما شبهنگام سراغشان بيايد . . . . )