دوستان گر به دوستان نرسند * اندرين روزگار ، معذورند
( اديب صابر )
3301 - روايت صادق
« ابو الفرج بن جوزى » از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرموده : « معروف به سامان نمىرسد مگر به سه چيز : تعجيل در آن ، كوچك شمردن آن و پنهان داشتن آن » هم او گفته : « كسى كه بدخويى را دشمن ندارد ، نعمت را سپاس نخواهد گفت » هم او گفت : « چون به منزل برادرت وارد شدى ، هرگونه احترام را پذيرا باش ، مگر نشستن در صدر مجلس » هم از سخنان او است : « از سر بر سر گذاشتن ، تو با شعرا بپرهيزيد كه ايشان در مدحگويى بخيلند و در ذم گفتن ، سخى » ، هم از وى مروى است : « خدايا تو آنى كه سزاوار عفو و گذشتى بيشتر از آنكه من سزاوار عقوبتم » .
3302 - وسعت روزى
از ابو عيناء سؤال نمودند : حاذق و فهيم تنگ روزى ، جاهل و نادان فراخ روزى چراست ؟
گفت : حضرت حقتعالى خواهد كه مخلوق را معلوم گرداند كه سعت روزى به زكاوت و فهم نيست و هرچه هست به يد قدرت او است .
3303 - دلزده
مرا حاجىيى شانهء عاج داد * كه رحمت بر اخلاق حُجّاج باد !
شنيدم كه بارى سگم خوانده بود * كه از من ، به نوعى دلش رانده بود
بينداختم شانه كين استخوان * نمىبايدم ديگرم سگ مخوان !
( سعدى )
3304 - قسمت
برگ عيش دگران ، روزبهروز افزون است * خرمن سوختهء ماست كه با خاك يكى است
( بابا فغانى )