3297 - اعضاى بدن
« شيخ الرييس » در « شفا » ذكر كرده : درحقيقت ، اعضا ، مثل لباسى است كه به دوام ملازمت با ما در تصوّر ما به جرم ما شده باشند . گاهى كه نفس خود را تصوّر كنيم چون با بدن كمال ملازمت دارد ، آنرا مجرّد نتوان تصوّر نمود ، بلكه به ذوات و اجرام متصوّر مىشود و تفاوت اعضا و بدن با لباس ، به طرح و تجريد است به خلع از لباس مجرّد توان شد و از اعضا تجريد غيرممكن است پس ظنّ ما به اينكه اعضا اجراماند ، محكمتر است از ظنّى كه اثواب اجرام باشند .
3298 - كنيهها
متأخّرين عرب ، مائده : ابو رجا و نان : ابو جابر و نمك : ابو عون و آب : ابو غياث و قند :
ابو الطيب و گردو : ابو قّعقاع و ماهى : ابو سابخ و نقل : ابو تمّام و نرگس : ابو عيناء و شراب : ابو غالب و دينار : ابو فرج و درهم : ابو واضح مسمّى نمودهاند .
3299 - قضا و قدر
اصمعى از يكى از اعراب شنيد كه مىخواند :
احسنت ظنك بالايام اذ حسنت * و لم تخف شر ما يأتي به القدر
و سالمتك الليالي فاغتررت بها * و عند صفو الليالي يحدث الكدر
* * * گمان خويش را به روزگار خوش و نيكو كردى از شر آنچه بر تقدير شده بود نترسيدى ، شبها تو را سالم نگاه داشت و مغرورت كرد و در شبان صاف ، كدورتها پيش مىآيد .
گفت : اين دو بيت گويى از قول حق تعالى مأخوذند :
حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ .
« 1 »
3300 - رنجور
كهتر و مهتر و وضيع و شريف * همه از روزگار ، رنجورند
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 44 . « تا آنكه بهخاطر آنچه به ايشان داديم شادمانى كردند و ناگهان ايشان را گرفتيم و در آنگاه مأيوس شدند . »