تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1220

مساهمون:

ص١٢٢٠

3297 - اعضاى بدن

« شيخ الرييس » در « شفا » ذكر كرده : درحقيقت ، اعضا ، مثل لباسى است كه به دوام ملازمت با ما در تصوّر ما به جرم ما شده باشند . گاهى كه نفس خود را تصوّر كنيم چون با بدن كمال ملازمت دارد ، آن‌را مجرّد نتوان تصوّر نمود ، بلكه به ذوات و اجرام متصوّر مىشود و تفاوت اعضا و بدن با لباس ، به طرح و تجريد است به خلع از لباس مجرّد توان شد و از اعضا تجريد غيرممكن است پس ظنّ ما به اين‌كه اعضا اجرام‌اند ، محكم‌تر است از ظنّى كه اثواب اجرام باشند .

3298 - كنيه‌ها

متأخّرين عرب ، مائده : ابو رجا و نان : ابو جابر و نمك : ابو عون و آب : ابو غياث و قند : ابو الطيب و گردو : ابو قّعقاع و ماهى : ابو سابخ و نقل : ابو تمّام و نرگس : ابو عيناء و شراب : ابو غالب و دينار : ابو فرج و درهم : ابو واضح مسمّى نموده‌اند .

3299 - قضا و قدر

اصمعى از يكى از اعراب شنيد كه مىخواند :
احسنت ظنك بالايام اذ حسنت * و لم تخف شر ما يأتي به القدر و سالمتك الليالي فاغتررت بها * و عند صفو الليالي يحدث الكدر
* * * گمان خويش را به روزگار خوش و نيكو كردى از شر آن‌چه بر تقدير شده بود نترسيدى ، شب‌ها تو را سالم نگاه داشت و مغرورت كرد و در شبان صاف ، كدورت‌ها پيش مىآيد . گفت : اين دو بيت گويى از قول حق تعالى مأخوذند :
حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ .
« 1 »

3300 - رنجور

كهتر و مهتر و وضيع و شريف * همه از روزگار ، رنجورند
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 44 . « تا آن‌كه به‌خاطر آن‌چه به ايشان داديم شادمانى كردند و ناگهان ايشان را گرفتيم و در آن‌گاه مأيوس شدند . »
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1220 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى