اگر مرد لهو است و بازوى لاغ * قوىتر شود ديوش اندر دماغ
جهان بر سماع است و مستىّ و شور * و ليكن نبيند در آيينه كور
پريشان شود گل به باد سحر * نه هيزم ، كه نشكافدش جز تبر
نبينى شتر در حُدّى عرب * كه چونش به رقص اندر آرد طرب ؟
شتر را چو شور و طرب در سر است * اگر آدمى را نباشد ، خر است
( سعدى )
3311 - ضرر نفس
« ضر » به فتح اوّل « ضرر نفس » است كه مرض و ضعف بدن باشد . صاحب « كشاف » عند قوله تعالى :
وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
« 1 » گفته : ايوب در سؤال ، رسم كنايه به جاى آورده ؛ نفس خود را چنانچه گفته كه مستوجب رحمت باشد و ذكر حضرت عزّت به ارحم الراحمين نموده است .
3312 - رسم كنايه
مروى است : عجوزهاى در نزد سليمان بن عبد الملك شاكّى شده كه موشهاى خانهام از وطن هجرت نمودند . سليمان گفت : در سؤال رسم كنايه به جاى آوردى ، دلخوش دار ! موشهايت را چنان بازفرستم كه همه از شادى برجهند پس فرمود : خانهء وى را از حبوبات مملو ساختند .
3313 - احتلام
مروى است : جماعتى سر از اطاعت حجّاج باز زده ، به حرب ايشان تسارع نمود . از اتفاق در محاربه ، بزرگ ايشان را كه در شجاعت نظير نداشت ، دستگير نموده نزد حجّاج آوردند . فرمان داد هر دو دستش را از مفصل كتف و هر دو پايش را از مفصل زانو قطع كرده همانجا گذاشتند شب همه شب در خاك و خون غلطيده هنگام طلوع فجر به صدايى كه تلجلج از آن متصوّر نشود اجير خود را آواز كرد كه از بهر رفع حدث اكبر آب خواهم كه امشب به مرا دنس احتلام فرا
هامش
( 1 ) . سورهء انبيا ، آيهء 83 . ( و ايوب را [ ياد كن ] هنگامىكه پروردگارش را ندا داد كه مرا رنج و عسرت گرفته است و تو از همهء مهربانان مهربانترى . )