تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1209

مساهمون:

ص١٢٠٩
« حافظِ » خام‌طمع ! شرمى از اين قصّه بدار ! * كار ناكرده چه امّيد عطا مىدارى ؟
( حافظ )

3272 - بهر زندگى

از كلام بقراط است : مردم ، زندگى را از بهر خوردن خواهند و من ، خوردن را از بهر زندگى .

3273 - درد زادن

از كلام يكى از ظرفاى اعراب كه « اصمعى » آن‌را حكايت كرده ، گويد : در باديه رفتم و شخصى را ديدم برون آمد از خيمه و مىگفت :
ايا سحاب طرقي بخير * و طرقي بخصية واير و لا ترينا طرف البظير
دانستم كه زوجه‌اش را درد زادن گرفته ، پس به خانه رفت و باز آمده ، مىگفت :
قد كنت ارجو ان يكون ذكرا * فشقها الرحمن شقا منكرا مثل الذي بأمها و اكثرا

3274 - ذلّت

و اصعب ما لاقى الفتى في زمانه * إذا زال عن برج السعود لحسنه اقامته في ارض من لا يحبه * و صحبته مع غير ابناء جنسه
( ناشناس ) * * * برترين چيزى كه جوانمرد را در زمانه دربرمىگيرد اين است كه از برج خوشبختى به پايين كشيده شود و در بلادى اقامت گزيند كه دوست نمىدارد و كسانى را مصاحبت كند ، كه از جنس او نيستند .

3275 - اشك و خون

قالت عهدتك تبكي * دما حذار التنائي فما لعينيك جادت * بعد الدماء بماء