« حافظِ » خامطمع ! شرمى از اين قصّه بدار ! * كار ناكرده چه امّيد عطا مىدارى ؟
( حافظ )
3272 - بهر زندگى
از كلام بقراط است : مردم ، زندگى را از بهر خوردن خواهند و من ، خوردن را از بهر زندگى .
3273 - درد زادن
از كلام يكى از ظرفاى اعراب كه « اصمعى » آنرا حكايت كرده ، گويد : در باديه رفتم و شخصى را ديدم برون آمد از خيمه و مىگفت :
ايا سحاب طرقي بخير * و طرقي بخصية واير
و لا ترينا طرف البظير
دانستم كه زوجهاش را درد زادن گرفته ، پس به خانه رفت و باز آمده ، مىگفت :
قد كنت ارجو ان يكون ذكرا * فشقها الرحمن شقا منكرا
مثل الذي بأمها و اكثرا
3274 - ذلّت
و اصعب ما لاقى الفتى في زمانه * إذا زال عن برج السعود لحسنه
اقامته في ارض من لا يحبه * و صحبته مع غير ابناء جنسه
( ناشناس )
* * * برترين چيزى كه جوانمرد را در زمانه دربرمىگيرد اين است كه از برج خوشبختى به پايين كشيده شود و در بلادى اقامت گزيند كه دوست نمىدارد و كسانى را مصاحبت كند ، كه از جنس او نيستند .
3275 - اشك و خون
قالت عهدتك تبكي * دما حذار التنائي
فما لعينيك جادت * بعد الدماء بماء