3209 - وقت كورى
« شعبى » به حمّام رفته ، شخصى تمام عريان را ديد ، چشم از وى ببست . آن شخص گفت : اى شيخ ! چشمت از كى كور شده ؟ پاسخ داد : آن زمان كه تو سرّ خود را فاش كردى .
3210 - ثمرهء درخت !
« فرزدق » نزد درختى در بيابان ادرار مىكرد ، پس بادى از او خارج شد . نزد درخت دو كودك مشغول بازى بودند ، فرزدق به ايشان گفت : اين درخت ، بار اوّلى است كه ميوه مىدهد ؟ يكى از كودكان پاسخ داد : « بنق » « 1 » مىداد و اكنون به « حبق » « 2 » آلوده گشت .
3211 - آزمون حكيم
« ابن هيثم » ، حكيم زاهد و وارع بوده ، بهخلاف ديگر حكما ، شريعت را تعظيم مىكرد . داراى تصانيف و تأليفاتى در رياضيات است كه به وصف درنيايد . يكى از امراى سمنان به نام « سرخاب » از او طلب علم نمود ، گفت : تا هر ماه صد سكه زر سرخ ندهى ، تو را حكمت نياموزم . « سرخاب » نيز تا فراغت از تحصيل ، هر ماه آنرا به حكيم مىداد . پس از فراغت حكيم تمام دينارها را براى او بازپس فرستاد و گفت : غرض من از اين سخن ، آزمون تو بود كه آيا مال خواهى يا علم ؛ چون دانستم در جنب علم مال را قيمتى نمىدانى ، من نيز در تعليم تو غايت جهد را مبذول داشتم .
امير اموال را عودت داده و آنرا هديه خواند . حكيم گفت : هديه و رشوه و اجرت ، در تعليم خير نمىشايد و آنرا از امير قبول نكرد .
3212 - كليد شرع
هركه جنباند كليد شرع را بر وفق طبع * طبع نگشايد به رويش جز در آباد را
( ناشناس )
هامش
( 1 ) . ميوهء درخت سدر .
( 2 ) . ضرطه .