3197 - نامهء اعمال
افسوس كه پيك عمر را هى كرديم * مردانه نزيستيم و واهى كرديم
در نامه نماند جاى يك نقطه سياه * از بس شب و روز روسياهى كرديم
( آذرى )
3198 - متحيّر
اى واى به من ، گر تو به چشم همه مردم * آنگونه نمايى كه به چشم من حيران
( آذرى )
3199 - سياهبخت
چون چتر سنجرى ، رخبختم سياه باد * با فقر اگر بود هوس ملك سنجرم
تا يافت جان من خبر از ذوق نيمشب * صد ملك نيمروز به يك جو نمىخرم
( شيخ احمد غزالى )
3200 - سورهء واقعه
در كتب تاريخى مسطور است : « عثمان بن عفان » به عيادت « عبد اللّه بن مسعود » رفته ، از او پرسيد : از چه دردى مىنالى ؟ گفت : گناهانم . پرسيد : چه خواهى ميل كنى ؟ گفت : رحمت خداى خويش را . پرسيد : طبيب را از بهر معالجه بطلبيم ؟ گفت : طبيب ، مريضم كرده . پرسيد : به تو چيزى عطا كنيم ؟ گفت : وقتى نيازمند بودم ، ندادى و وقتى نياز ندارم عطا مىكنى ؟ گفت : آن عطا براى دخترانت باشد . پاسخ داد : ايشان نيازى به عطا ندارند ، ايشان را فرمودهام كه سورهء واقعه بخوانند ؛ چراكه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدهام كه مىفرمود : هركس سورهء واقعه را هر شب تلاوت نمايد ، هيچگاه و هرگز به فقر دچار نخواهد شد .
3201 - زهد در دنيا
در كتاب « معيشت » از امام صادق عليه السّلام نقل شده است : زهد در دنيا ، ضايع كردن مال و حرام كردن حلال خدا نيست ؛ بلكه زهد در دنيا اين است كه به آنچه نزد تو است از آنچه نزد خداست بيشتر اعتماد نداشته باشى .