3131 - زينت زهد
قال اللّه
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
« 1 » مراد به حكم ، زهد است در دنيا ، « و قال اللّه تعالى لموسى إنّه لن يتزين المتزينون بزينة أزين في عيني من الزهد » يعنى « متزين » هرچند در تزيين خود كوشد به چشمم از زينت زهد بهتر درنيايد .
چون فقر به تو رو آرد بگو : « آفرين بر طريقهء صالحين » و اگر ثروت تو را مايل شود ، بگو :
« گناهى است كه زود آنرا عقوبت كردهاند » .
3132 - پاك چون خورشيد
جوان و پير كه در بند مال و فرزندند * نه عاقلاند ، كه طفلان ناخردمندند
خوش آنكسان كه گذشتند پاك ، چون خورشيد * كه سايهاى به سر اين جهان نيفكندند
به خانهاى كه ره جان نمىتوان بستن * نه همدماند كسانى كه دل همى بندند
به سبزهزار فلك طرفه باغبانانند * كه هر نهال كه كشتند باز بركندند
جمال طلعت همصحبتان ، غنيمت دان ! * كه مىروند نه انسان كه باز پيوندند
بقا كه نيست در او حاصل همه هيچ است * چو بنگرى همه عالم به هيچ خرسندند
بسا ز توشه ز بهر مسافران وجود * كه بهتر از من و تو بندهء خداوندند
مجوى دينى اگر اهل همّتى « خسرو » * كه از هماى به مردار ميل نبندند
( امير خسرو دهلوى )
3133 - ترك خلافت
سبب ترك خلافت « معاوية بن يزيد بن معاويه » : معاويه را دو كنيز بوده ، يكى از ايشان در حسن و ملاحت ، چنان بىنظير بود كه چشم خورشيد از تماشاى جمالش خيره شدى ، آن ديگر وجيهه را گفت : حسنت از تكبّر ملوك تو را كسوه كرده ، گفت : كدامين ملك مشابه به سلطان تواند شد ؟ حسن سلطانى است بر جميع ملوك فرمانروا ، سرهنگ طرّهاش شهرياران قوىپنجه را به سر بندگى درآورده و سپهسالار غمزهاش ، خسروان جهان را بنيان صبر و شكيبايى ، آسانتر از خانهء عنكبوت منهدم ساخته . ملوك زمان اگر قايم به حقوق ملك و اداى شكرند مسلوب اللذّت
هامش
( 1 ) . سورهء مريم ، آيهء 12 . ( و او را در كودكى حكمت داديم . )