تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1169

مساهمون:

ص١١٦٩
در ازدياد و تناقص نيست .

3121 - محبّت و عشق

يكى از عرفا را پرسيدند : تفاوت در بين محبّت و عشق چيست ؟ گفت : عشق در دل است و دل در محبّت .

3122 - نرد عشق

مروى است : يكى ظريفى را گفت : تو شيفتهء جمال فلان زن شده‌اى ؛ بس قبيح الوجه و كريه‌منظر است . در جواب گفت : اگر تو هم نرد عشق مىباختى . اكنون جگر بر مژهء خونبارت هويدا و در نظرت از حور العين بهتر جلوه مىنمود ، ليكن خداوند عالم ، تو را به آن‌كه در خانه دارى و مبغوض توست مبتلا كرده و از دست وى بر استخلاص خود قادر نيستى .

3123 - گريزان

يكى از پيران كه سپاه شيب و هرم بر وى هجوم‌آور شده بود ، گفت : مىپنداشتم كه در پيرى ، زن از من گريزان شود ، اكنون كه پيرم من از زن مىگريزم .

3124 - محرم راز

بيچاره دلم چو محرم راز نيافت * و اندر قفس جهان هم‌آواز نيافت در زلف سياه ماه‌رويى گم شد * تاريك‌شبى بود كسش بازنيافت
* * *
با هركه نشستى و نشد جمع دلت * از تو برميد صحبت آب و گلت زنهار وز صحبتش گريزان مىباش ! * ورنه نكند روح عزيزان بهلت
( ناشناس )

3125 - جانبازى

در صحبت دوست ، جان نگنجد * شادى و غم جهان نگنجد ما خانه‌خراب گشتگان را * در دل غم خانمان نگنجد