در ازدياد و تناقص نيست .
3121 - محبّت و عشق
يكى از عرفا را پرسيدند : تفاوت در بين محبّت و عشق چيست ؟ گفت : عشق در دل است و دل در محبّت .
3122 - نرد عشق
مروى است : يكى ظريفى را گفت : تو شيفتهء جمال فلان زن شدهاى ؛ بس قبيح الوجه و كريهمنظر است . در جواب گفت : اگر تو هم نرد عشق مىباختى . اكنون جگر بر مژهء خونبارت هويدا و در نظرت از حور العين بهتر جلوه مىنمود ، ليكن خداوند عالم ، تو را به آنكه در خانه دارى و مبغوض توست مبتلا كرده و از دست وى بر استخلاص خود قادر نيستى .
3123 - گريزان
يكى از پيران كه سپاه شيب و هرم بر وى هجومآور شده بود ، گفت : مىپنداشتم كه در پيرى ، زن از من گريزان شود ، اكنون كه پيرم من از زن مىگريزم .
3124 - محرم راز
بيچاره دلم چو محرم راز نيافت * و اندر قفس جهان همآواز نيافت
در زلف سياه ماهرويى گم شد * تاريكشبى بود كسش بازنيافت
* * *
با هركه نشستى و نشد جمع دلت * از تو برميد صحبت آب و گلت
زنهار وز صحبتش گريزان مىباش ! * ورنه نكند روح عزيزان بهلت
( ناشناس )
3125 - جانبازى
در صحبت دوست ، جان نگنجد * شادى و غم جهان نگنجد
ما خانهخراب گشتگان را * در دل غم خانمان نگنجد