تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1167

مساهمون:

ص١١٦٧

3113 - صاعقه

از جمله غرايب است : صاعقه ، طلا و نقره را كه در كيسه باشند مىگدازد و كيسه محفوظ مىماند مگر از تأثير گذاخته بسوزد . سيّد قدّس سرّه در شرح « مواقف » گفته : به تواتر مذكور شده كه در شيراز صاعقه بر قبّه شيخ كبير « ابى عبد اللّه بن خفيف » نازل شده قنديل را گداخت و آن‌چه در ميان قنديل بوده نسوخت و علت اين است كه چون صاعقه لطيف و سريع النفوذ است در كيسه و شبه آن قرار نمىگيرد ليكن در اجسام مندمجه مثل طلا و نقره و غيره اشيا اندك قرارى كه متعدّ به باشد ، مىگيرد و مىگدازد .

3114 - مستحقّ تعذيب

« راغب » در « محاضرات » مذكور نموده : شخصى « عمر » نام به قريه‌اى از قراى قزوين كه اهل آن‌جا مذهب تشيّع داشتند گذر كرده ؛ از او استفسار نمودند كه : چه نام دارى ؟ گفت : عمر ، ايشان به هيئت اجتماع ، بر وى هجوم‌آور شده ، تنش را از ضرب چوب خستند . فرياد برآورد كه عمرانم . گفتند : بدتر ؛ دو حرف از اسم عثمان هم بر تو افزود بيشتر وى را تعذيب نموده كه عثمان بيشتر مستحقّ است .

3115 - تصوّف

از يكى از صوفيه سؤال نمودند : تصوّف چيست ؟ گفت : اعراض از اغراض .

3116 - كركى

صاحب « قاموس » در فنّ لغت ، بىنظير و بىبديل بوده ؛ ليكن دخل كه در فنون طبيه كرده گفته : « كركى » طايرى است معروف و سعوط مرارت و دماغش كه مخلوط به روغن زنبق باشد « كثير النّسيان » و جرب و برص را نافع و مخلوط به آب چغندر لقوه لينه را دافع است لايق به شأن وى نبوده ، بلكه لايق به « ابن بيطار » است كه در جامع به رشته بيان كشد .