* از كلام حكماست : تا ثروت و مكنتى دارى ، همه جا ، جاى توست ؛ چون فقر بر تو استيلا كند ، اهل و عيال از تو متنفّر شوند .
3097 - راحت فقر
يكى از ملوك ، سقراط را گفت : عجب فقيرى ! گفت : اگر ملك راحت فقر را بداند از درد خود ، درد مرا فراموش كند .
3098 - بقاى مال
« على بن جهم » مجموع اسباب و مال خود را به فقرا داد ؛ گفتند : چرا اينچنين در تضييع مال جدّ و جهد كنى ؟ گفت : بقاى خودم ، به از بقاى مال است چنانچه شاعر گفته است :
نعمة كانت على قوم * زمانا ثم زالت
هذه النعمة للإنسان * مذ كان و كانت
ترحل النعمة لا يرحل * عنها إن أقامت
* * * نعمتى براى قومى در زمانى بود و سپس زايل شود و اين نعمت براى آدمى تا بوده ، هست . نعمت مىرود ، لكن اگر آدمى بماند ، از او جدا نمىشود .
3099 - ندرت كمال
افلاطون را گفتند : علم و مال چرا در يكجا جمع نمىشوند ؟ گفت : از ندرت كمال .
3100 - سخا
يكى از حكما گفته : آنرا مصاحبت مكن كه در سخا از تو بيش باشد ؛ چه اگر در انفاق با وى دم از مساوات زنى ، هر آينه از وى متضرر شوى و اگر از وى برترى كنى ، تو را دشوار است .
3101 - در غنيمت فرصت
از كلام حكماست : فرصت را غنيمت شمر ! كه مرور فرصت چون مرور ابر است .