تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1162

مساهمون:

ص١١٦٢
عاشق ، همواره در رنج است و طرب ، او را سبك مىنمايد . اگر گريستن آغاز كند ، حق دارد ، و او را بازى و شوخى دركار نيست . آيا راحت مىخندى درحالىكه عاشق در حال زارى و شيون است ؟ هرگاه از جانب محبوب مشكل و بلايى تمام شود ، ديگرى سر بر مىآورد . آيا از مريضى و پريشان‌حاليم تعجّب مىنمايى ؟ درحالىكه بايد از سلامتيم در تعجّب باشى !

3093 - مطلع

شيخ « عبد الرزاق كاشى » گفته : هنگام قرائت قرآن مقام شهود متكلّم را « مطلع » گويند ؛ زيرا متجلّى مىشود به صفاتى كه مصدر آيات است : چنان‌كه امام جعفر صادق عليه السّلام گفته : « لقد تجلّى اللّه لعباده في كلامه و لكن لا يبصرون » ، روزى حضرت جعفر عليه السّلام در نماز غش نمود ، از وى پرسيدند كه حدوث غش بر وجود مسعود از بهر چه بود ؟ گفت : آيتى را تكرار مىكردم كه ناگه آن را از قايلش شنيدم . شيخ « شهاب الدين سهروردى » گفته : در آن ساعت زبان حضرت جعفر عليه السّلام چون شجرهء موسى عليه السّلام بوده كه به ذكر كريمهء
إِنِّي أَنَا اللَّهُ
« 1 » پرداخت .

3094 - تطويل

يكى از ولاة بعد از خوردن طعام ، در شستن دست تطويلى به عمل مىآورد و مىگفت : مدت شستن دست ، واجب است نصف مدت خوردن باشد .

3095 - قبح

« نظام » گفته : غناى لئام دلالت بر قبح طلا و نقره كند ؛ زيرا اشيا به مماثل خود مايل شوند .

3096 - احتياج

يكى از حكما را گفتند : از بهر چه به ذخيره كردن مال مشغولى ؟ گفت : آن‌را از براى اعدا هم گذارم به از آن است كه در حال حيات ، محتاج چون تويى شوم چنان‌چه شاعر گفته :
مال كردار در نشيمن خاك * تا در اين كهنه خاكدان باشى گر بميرى و دشمنان بخورند * به كه محتاج دوستان باشى
هامش
( 1 ) . سورهء قصص ، آيه 30 . ( . . . همانا من خداوند . . . . )