تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣
طلسم بسته را با رنج يا بى * چو بشكستى بريرش گنج يا بى
( نظامى )

2988 - خبر فتح

در يكى از كتب تاريخ ديدم : حضرت امير - رضى اللّه عنه - فرموده : « ملك بنى العباس يسر لا عسر فيه » . ترك ديلم و هند و سند اتفاق مىكنند كه : املاك را از بنى العباس انتزاع نمايند تير مرادشان به سنگ آمده بر ايشان ظفر نيابند تا كه رفته‌رفته امرا و اعيان و خواص سر از انقياد ايشان باز زده ، از بار گران اطاعت دوش خود را سبك سازند ؛ پس حضرت رب العزّت يكى از اتراك را بر ايشان مسلّط كند كه به هر شهرى روى نهد فى الفور مسخّر گردد و بر جميع جهات غالب آيد . بعد از آن نصرت و ظفر به اراده و مشيّت داور از وى نيز سلب شده به يكى از اولاد من كرامت شود و صاحب تاريخ گويد : مراد حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله از آن ترك ، هلاكوخان بوده كه از نواحى خراسان طلوع نمود و مراد از اولادش نيز چنان‌چه در حديث حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله است ، حضرت صاحب الزمان - عج اللّه فرجه - است يعنى ظفر و نصرتى كه هلاكو داشته بعد از وى كس را نرسد كمر صاحب الزمان - عج اللّه فرجه - را در « نهج الحق » مذكور است : حلّه و كوفه و مشهد در تسلّط هلاكو از قتل و صلب در امان بوده‌اند پدرم و « سيّد بن طاوس » و « فقه بن العز » قبل از تسخير بغداد از بهر آن سه مكان از در استيمان درآمده ، مكتوبى به هلاكو در قلم درآورند ؛ پس از فتح هر سه را به حضور احضار نموده سيّد و فقيه انديشناك شده ، خود را در گوشه‌اى مخفى ساخته پدرم وحيدا به بغداد رفت از او استفسار نموده كه : چگونه قبل از فتح بغداد به نوشتن مكتوب جسارت ورزيدند ؟ پدرم در جواب گفته بود : حضرت امير رضى اللّه عنه خبر فتح و ظفر تو را داده ، همان دم خبر را بر او خواند .

2989 - عنقا

« عنقا » در اصطلاح حكما ، هيولايى است كه بدون صورت مرئى و موجود نشود و آن هيولا را « عنصر اعظم » گويند و « قشر » در اصطلاح ايشان ، علم ظاهرى است كه علم باطنى را از فساد صيانت كند . شريعت قشر ، طريقت است و طريقت قشر ، حقيقت كسى كه حال و طريقه خود را به شريعت نگه ندارد و حالش به ناه و طريقش به هوا و هوس انجامد و آن‌كه به طريقت به حقيقت نرسد و طريقت را محفوظ ندارد حقيقتش فاسد و بزنادقه رجوع مىكند .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1133 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى