تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1136

مساهمون:

ص١١٣٦
افعال صادر شوند و بدن كمال به هم مىرساند تا كه مستعدّ قول نفس ناطقه گردد ، سپس نطق با جميع ما تقدّم از او صادر گشته آن نفس تا حلول اجل باقى است .

2997 - تحكم

از امثال عرب است : خرگوش و روباه به محاكمه نزد سوسمار رفته ، گفتند : يا ابا الحكم برون آى و در بين ما حكم كن ! گفت : « فى بيته يؤتى الحكم » . خرگوش گفت : من خرمايى را جسته‌ام . سوسمار گفت : بخور آن‌را كه شيرين است . گفت : روباه از من درربود . سوسمار گفت : خير از بهر خود خواسته . خرگوش گفت : من هم سيلى به او زده‌ام . سوسمار گفت : بادى ظالم است . خرگوش گفت : روباه نيز سيلى به من زده . سوسمار گفت : حرّيست غلبه بر تو كرده . خرگوش گفت : تو آخر در بين ما حكمى كن . گفت : حكم همان است كه كرده‌ام .

2998 - محبوس

« ابن مهلب » را گفتند : چرا در بصره خانه بنا نمىكنى ؟ گفت : اگر در بصره روم يا به محبوسى است يا به امارت ؛ اگر به محبوسى روم ، خانه‌ام زندان و اگر به امارت روم خانه دارالاماره است .

2999 - گريه سايل

على بن حسين عليهما السّلام سايلى را ديد كه گريستن سركرده ، فرمود : اگر تمام روى زمين در تصرّف اين شخص بودى ، پس در يد تصرّفش مفقود شدى ، نبايستى گريه بر فقدان كند .

3000 - مقصود تويى !

در « كشف الغمّه » است : شخصى به على بن حسين عليهما السّلام كمين كرده و حضرت امام زين العابدين عليه السّلام خود را از او غافل نموده ، شخص گفت : مقصود من تويى . حضرت امام زين العابدين عليه السّلام گفت : من نيز از تو چشم مىپوشم .

3001 - احسان دوباره

حضرت امام زين العابدين عليه السّلام احسان به هركس كه مىكرد اگر قبول مىنمود ، ديگرباره او را مورد احسان مىساختند .
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1136 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى