تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1132

مساهمون:

ص١١٣٢

2983 - گريز از كبر

در « مكارم » مسطور است : حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله به « ابو ذر » گفت : اى ابا ذر ! بيشترين افرادى كه بر آتش وارد مىشوند ، متكبرين هستند . مردى پرسيد : آيا كسى را از كبر ، راه نجاتى هست ؟ فرمود : آرى ! راه آن‌كه لباس پشمينه بپوشد ، الاغ سوار شود و از نعم دورى گزيند و فقرا را همنشين خويش قرار دهد .

2984 - سنگ مكتوب

مروى است : ديده‌اند بر سنگ كوه « بيت المقدس » مكتوب بود كه : مجموع گناهكاران متوحّش و كلّ طانعان ، مستأنس و كلّ قانعان عزيز و تمامى حارصان ذليل مىباشند .

2985 - حفظ دوست

در « روضه » مذكور است : امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود : همانا خداوند نگهدار آن است كه دوست خويش را نگاه دارد .

2986 - فرداى محشر

شادم كه داد وعده به فرداى محشرم * كامروز هيچ وعده به فردا نمىرسد دانسته‌ام كه بر سر خشم و بهانه‌اى * گر مىكشى از تو شكايت نمىكنم
( ضميرى )

2987 - گنج الهى

خبر دارى كه سيّاحان افلاك * چرا گَردند گِرد مركز خاك در اين محراب گه معبودشان كيست ؟ * وز اين آمد شدن ، مقصودشان چيست ؟ چه مىخواهند ازين محمل كشيدن ؟ * چه مىجويند ازين منزل بريدن ؟ چرا اين ثابت است آن منقلب نام ؟ * عنايت بانگ برزد گاه نظّام مشو ! فتنه بر اين بتها كه هستند * كه اين بيرند خود را مىپرستند همه هستند سرگردان چو پرگار * به ديدآرنده خود را طلبكار نمودارى كه از مه تا به ماهيست * طلسمى بر سر گنج الهيست