تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1129

مساهمون:

ص١١٢٩
برده باشى ، سنگى ديگر را در آب ، آب كن ! گفت : اى قوم ! نه شما از فرعون بزرگتر و نه من از موسى عليه السّلام كمترم ؛ قوم فرعون موسى عليه السّلام را نگفتند به عصاى ديگر معجزه را اظهار كن . مأمون از جواب وى خنديد و وى را در آن امر ناصواب ، توبه داد .

2978 - كذب برادران

در « تفسير كشّاف » منقول است : چون اخوان ، پيراهن خون‌آلود يوسف عليه السّلام را بازآوردند ، حضرت يعقوب عليه السّلام آن‌را بر روى خود مىماليد و مىگريست تا كه رخسارش از خون پيراهن ، خون‌آلود گرديده مىگفت : تا امروز اين‌چنين گرگى نديده‌ام ، پسرم را خورده و پيراهنش را چاك نكرده ! در پيراهن سه علامت بر كذب اخوان بود : يكى چاك نشدن آن ، دوم : القاى آن به رخسار يعقوب عليه السّلام ، سوم : ضياى بصر يعقوب عليه السّلام و چاك پيراهنش در قفا ، نيز دليل برائت يوسف عليه السّلام بود .

2979 - دعوى بىبنيه

يكى از حكما ، « ابو هذيل علاف » را گفت : دليلى در حدوث عالم ، سواى اين‌كه تمسّك به حركت و سكون كنى ، بياور ! گفت : اى فلان ! اين سخن بدان ماند كه مدّعى بگويد ، دعوى خود را در نزد قاضى بىشاهد و بينه ثابت كن .

2980 - قحطى

در « تاريخ يمن » « 1 » است : در نيشابور خصوصا و در خراسان عموما ، در سال چهارصد و يك قحطى بزرگى واقع گشت . بدون نگهبان و پاسدار كه وى را نگيرند و نخورند ، كس قدم از خانه بيرون نمىهشت . « ابو نصر كاتب » در اين باب گفته :
قد أصبح الناس في غلاء * أو في بلاء تداولوه من يلزم البيت مات جوعا * أو يشهد الناس يأكلوه
* * * به مردم قحطى روى آورده است ؟ يا به بلايى فروافتاده‌اند ؟ ! كه اگر خانه‌نشينى اختيار كنند ، از گرسنگى بميرند و اگر مردن نان را ببينند ، بخورند .
هامش
( 1 ) . « تاريخ يمينى » صحيح است ولى در متن « تاريخ يمن » آمده است .