تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1127

مساهمون:

ص١١٢٧

2969 - عادت به احسان

« عبد اللّه بن جعفر » را بر اسراف ، معاتب مىداشتند ؛ گفت : حق تعالى با من عادت به احسان كرده من نيز معتاد به اسرافم كه آن‌چه به من عطا نمايد به بندگان وى برسانم ؛ ترسم اگر من ترك عادت كنم وى نيز ترك عادت نمايد .

2970 - جوانمردى

حسن بصرى گفته : مروّت آن‌گاه كامل شود كه قطع رجا از مردم كند و متحمّل بر اذيّت شود و آن‌چه از بهر خود خواهد ، ديگران را نيز روا دارد .

2971 - كمال عقل

يكى از حكما گفته : سه خصلت در هركه جمع آيد ، موجب زيادتى عقل شود : اوّل : اين‌كه مالك زبان خود باشد . دوم : معترف به زبان خود بود . سوم : مقبل بر شأن خود گردد .

2972 - حريص عجول

يكى از اكابر گفته : حريص و مستعجل ، كسى را ماند كه به جماعت نماز گزارد و در صف اوّل بايستد و از بهر كارى مستعجل باشد و در ركوع و سجود ، سبقت بر امام كرده كه زود از نماز فارغ و پى كار خود گيرد ، نداند كه سبقت وى را به كار نيايد ، تا امام و مأمومى از نماز فارغ نشوند ، وى نيز فارغ نگردد .

2973 - رو به زمين

گويند : زنى با پسرش رهى پيش گرفت و در عرض راه ، يكى به ايشان رسيد ؛ پسر و مادر را ميل در مكحله نهاد . مادر پسر را گفت : تو از چهره و بشره ، اين مرد را شناختى كه از وى داورى به نزد ملك ببريم . پسر گفت : « أنت أعرف بوجهه و أنا بالأرض » يعنى تو مىدانى روى او را ، من رويم به زمين بوده است .