بسيار كند .
« قوس » به موت سلطان و خرابى دين و دنيا و گرانى دلالت نمايد .
« جدى » به حرق و غرق بلد و گرانى و تخريب ولايتى كه در كوهسار باشد دلالت كند .
« دلو » به وقوع حروب و اسر و جور و ظلم و تغيير اوضاع .
« حوت » به خرابى بعضى بلاد و حرق و غرق و اسائت احوال مردم دلالت نمايد .
2729 - معجزه مانى
در يكى از كتب تاريخى مسطور است : « مانى » نقاش در عهد شاپور ذو الاكتاف ، ادّعاى نبوّت مىكرد و معجزهاش اين بود كه به انگشت دايره كشيدى كه قطر آن پنج زرع بودى . چون پرگار امتحان نمودند اصلا تفاوتى در اجزاى محيط دايره نيافتندى و بىواسطه سطره خط مستقيم كشيدى چون سطره را بر آن منطبق مىساختند يك سر مو كجى نداشت .
2730 - طيف خيال
« محمّد بن سليمان بن قطرش » كه يكى از ادباى عصر خود بوده در هرفنّى از علوم نصيب وافر داشت ؛ به تخصيص در فن لغت ، مشكلترين آنها را بدون تأمّل مىدانست ؛ از اشعار او است :
يا قوم ما لي مرض واحد * لكن في عدة امراض
و لست ادري مع ذاكله * أساخط مولاي ام راضي
* * * اى مردمان ! مرا يك بيمارى نيست و انواع بيمارىها مرا احاطه كردهاند و با وجود اينهمه درد نمىدانم كه آيا مولا از من راضى است يا غضبناك ؟
گويند : « سعد الدين » را با « ابو غالب » در قدرت « محمّد بن سليمان بن قطرش » در فنّ لغت مناظره اتفاق افتاده ، امتحان را اين نغز مشكل فكر كردند و از براى وى فرستادند .
و ما شيء له في الرأس رجل * و موضع وجهه منه قفاه
اذا غمضت عينك ابصرته * و ان فتحت عينك لا تراه
* * * آن چيست كه در سر خويش پاى دارد و به جاى صورت پشت ، چون چشم را مىبندى آن را مىبينى و چون چشم گشايى ديده نمىشود .
در جواب نوشته : « طيف الخيال » است . « سعد الدين » و « ابو غالب » هردو از بهر تحقيق آن به