جهان ، عشق است و ديگر رزق سازى * همه بازيست الّا عشقبازى
كسى كز عشق خالى شد ، فسرده است * گرش صد جان بود ، بىعشق مرده است
مبين در عقل كان سلطان جان است * قدم در عشق نِه كان جان جان است
( خسرو و شيرين نظامى )
* * *
چون عشق سرشته شد به گوهر * چه باك پدر ، چه بيم مادر
پند ارچه هزار سودمند است * چون عشق آيد چه جاى پند است
در عشق شكستگى كند سود * خورشيد به گل نشايد اندود
عشقى كه نه عشق جاودانيست * بازيچهء شهوت جوانيست
عشق ، آينهء بلند نور است * شهوت ز حساب عشق دور است
در خاطر هركه عشق ورزد * عالم همه حبهاى نيرزد
چون عاشق را كسى بكاود * معشوق از او برون تراود
چون عشق به صدق ره نمايد * يك خوبى دوست ده نمايد
( ليلى و مجنون نظامى )
2728 - ذوات الأذناب
ظهور « ذات الاذناب » در « حمل » دلالت به موت پادشاه و اضطراب مملكت و گرانى و موت مردم كند .
« ثور » دليل بر بدى السنه و قطع طريق و تخريب عمارات و خونريزى است .
« جوزا » به خرابى بعضى از بلاد و تغيير پادشاه و سوء حال فلاح و موت مظلومين دلالت نمايد .
« سرطان » دلالت كند بر اينكه پادشاه مسموم شود و اغلب دشمنان غالب آيند و حوادث سماويه حادث گردند .
« اسد » دليل است كه ناخوشى ، بسيار شود و خرابى به ولايت روى دهد .
« سنبله » دلالت بر ظلم و جور و خرابى مملكت كند .
« ميزان » دلالت به سقاط حيوانات نمايد .
« عقرب » دلالت به موت عباد و زهّاد و علما و آفت سماويه و تخريب ولايت و نزول برف