تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1045

مساهمون:

ص١٠٤٥
بلد با كبوتر حاجب به جانب شهر در پرواز آورده ، نيز وزير خود فرستاده كه بداند كدامين بر يكديگر سبقت جسته‌اند . وزير از سبقت كبوتر حاجب متردّد خاطر بود كه چه بنويسد بالاخره محرّر وى گفت :
يا ايها المولى الذي جده * لكل جد قاهر غالب طايرك السابق لكنه * اتى و في خدمته حاجب
* * * اى مولايى كه تلاش او بر تلاش هرفرمانروايى غالب است كبوتر تو پيشاپيش در پرواز است ، لكن كبوتر حاجب پيشخدمت خدمت او به نزدت مىآيد . ملوك ، وزير را از اين معنى محرّر ، متحسّن داشته ، مورد عطا و احسان ساخت .

2721 - افضل

يكى از حكما گفته : برترين مردم ، آن است كه در بزرگى و رفعت متواضع باشد و در قوّه و قدرت ، عفو و عدالت كند .

2722 - مذهب قومى

« ابن سماك » در وعظ ، مطبوع الكلام و در علم بىبهره بوده و در مشرب صوفيه ، سخن مىگفت ؛ اتفاقا يكى از طلبه در مجلس وعظ رقعه‌اى به وى داده ، فتواى تقسيم تركه در بين ورثه از او طلب نموده ، چون دانست از مسايل فرايض است ، فى الفور رقعه را دور انداخته ، گفت : ما در مذهب قومى ، متكلّم نشويم كه بعد از خود تركه به‌جا گذارند .

2723 - دعاى زبان و قلب

يا ذا الذى كل يوم * يريد عقلي خيالا ادعو عليك و قلبي * يقول يا رب لا لا
* * * اى آن‌كه هرروز عقل مرا تصوّر فرض مىكنى ، هرروزه تو را نفرين مىگويم و لكن قلبم مىگويد : خدايا نه ! خدايا نه !