ديوانه . گفت : اگر طبق را به اتمام نمىدادى ، مىخواندم :
وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ .
« 1 »
2714 - وداع جانكاه
قامت تودعني و الدمع يقلبها * كما يميل نسيم الريح بالغصن
و اعرضت ثم قالت و هي باكية * يا ليت معرفتي اياك لم تكن
( ناشناس )
* * * ايستاد تا مرا وداع گويد و اشك چنان تكانش مىداد كه گويى نسيم شاخهاى نو گل را مىجنباند ؛ پس روى برگرداند و با گريه گفت : اى كاش ! هرگز تو را نمىشناختم .
2715 - رضايت پروردگار
ايها الدائب الحريص المعنى * لك رزق و سوف تستوفيه
فسئل اللّه وحده ودع الناس * و اسخطهم بما يرضيه
لن ترى معطيا لما منع اللّه * و لا مانعا لما يعطيه
( ناشناس )
* * * اى آنكه به حرص ، معتاد شدهاى ، تو را روزى مقسوم قرار دادهاند و به آن خواهى رسيد ، تنها از خداوند طلب نما و مردمان را رها كن و ايشان را در قبال رضايت خداوند خشمگين نما ، هرگز عطايى را كه خداوند آن را منع فرموده باشد ، به تو نخواهد رسيد و هيچكس نيز عطاى او را مانع نخواهد شد .
2716 - بهانه
بهانه سازم و سويش روم ، ولى چو بپرسد * چكار آمدهاى ؟ گم كنم بهانهء خود را
( جامى )
هامش
( 1 ) . سورهء صافات ، آيهء 147 . ( و او را به سوى صد هزار نفر يا بيشتر [ به پيامبرى ] فرستاديم . )