تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1042

مساهمون:

ص١٠٤٢
ديوانه . گفت : اگر طبق را به اتمام نمىدادى ، مىخواندم :
وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ .
« 1 »

2714 - وداع جانكاه

قامت تودعني و الدمع يقلبها * كما يميل نسيم الريح بالغصن و اعرضت ثم قالت و هي باكية * يا ليت معرفتي اياك لم تكن
( ناشناس ) * * * ايستاد تا مرا وداع گويد و اشك چنان تكانش مىداد كه گويى نسيم شاخه‌اى نو گل را مىجنباند ؛ پس روى برگرداند و با گريه گفت : اى كاش ! هرگز تو را نمىشناختم .

2715 - رضايت پروردگار

ايها الدائب الحريص المعنى * لك رزق و سوف تستوفيه فسئل اللّه وحده ودع الناس * و اسخطهم بما يرضيه لن ترى معطيا لما منع اللّه * و لا مانعا لما يعطيه
( ناشناس ) * * * اى آن‌كه به حرص ، معتاد شده‌اى ، تو را روزى مقسوم قرار داده‌اند و به آن خواهى رسيد ، تنها از خداوند طلب نما و مردمان را رها كن و ايشان را در قبال رضايت خداوند خشمگين نما ، هرگز عطايى را كه خداوند آن را منع فرموده باشد ، به تو نخواهد رسيد و هيچ‌كس نيز عطاى او را مانع نخواهد شد .

2716 - بهانه

بهانه سازم و سويش روم ، ولى چو بپرسد * چكار آمده‌اى ؟ گم كنم بهانهء خود را
( جامى )
هامش
( 1 ) . سورهء صافات ، آيهء 147 . ( و او را به سوى صد هزار نفر يا بيشتر [ به پيامبرى ] فرستاديم . )
كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1042 | الشيخ البهائي العاملي / سنندجى / دريابارى