ما جدايى انداخت و كدامين خوشى را طبيعت مكدّر نساخته است ؟
* * *
هميشه من چنين مجنون نبودم * ز عقل و عافيت بيرون نبودم
( پدر شيخ بهايى )
2700 - پرهيز از ريا
از نهج البلاغه :
اللّهم اني اعوذ بك ان تحسن في لامعة العيون علانيتي و تقبح لك فيما ابطن سريرتي ، محافظا على رياء الناس من نفسي ، بجميع ما انت مطلع عليه فابدى للناس حسن ظاهري :
و اغضي اليك بسوء عملي ، تقربا الى عبادك ، و تباعدا من مرضاتك . « 1 »
* * * خدايا به تو پناه مىبرم از اينكه ظاهر من در ديدگان مردم نكو نمايد و باطنم نزد تو قبيح باشد و بر خويشتن از روى رياى بر مردمان ، تمامى آنچه را كه تو مىدانى بر خويشتن محافظت نمايم . با مردمان با ظاهر نيكو مواجهه كنم و تقرّب جويم و تو را با بىاعتنايى به كردار ناخوشم و از رضايت تو دور بمانم .
2701 - مجنون
واليس حكيم كه منسوب به « مجنون » بوده گفته : محبت مال ميخ شرّ و محبت شرّ ميخ عيوب است بعد از آنكه هرم بر وى غلبه كرده ، از او پرسيدند كه حالت چگونه است ؟ گفت : اندكاندك مىميرم . از او پرسيدند كه پادشاه يونان بهتر است يا پادشاه فارس ؟ گفت : هركدام كه مالك غضب و شهوت خود باشد .
از كلام اوست : كسىكه از دنيا بگريزد و دنيا به وى برسد او را مجروح مىسازد و اگر به طالب آن برسد هلاكش كند .
هم او گفته : اگر حق نفس را به نفس خود نرسانى ، آن حق با تو خصومت نمايد .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه - كلمات قصار ، ص 274 .