تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1032

مساهمون:

ص١٠٣٢
* * *
هالك آمد پيش وجهش هست و نيست * هستى اندر نيستى خود طرفه‌ايست
* * *
لا تدعني الابيا عبدنا * فأنه اشرف اسمائي
* * * مرا به جز نام « اى بندهء ما » مخوان كه اين بهترين نام براى من است . * * *
خواجه را بين ! كه از سحر تا شام * دارد انديشهء شراب و طعام شكم از خوشدلى و خوشحالى * گاه پر مىكند گهى خالى فارغ از خلد و ايمن از دوزخ * جاى او مزبله است يا مطبخ

2687 - سراى دنيا

همه‌ساله نباشد كامكارى * گهى باشد عزيزى ، گاه خوارى نمايد جاودان طالع به يك خوى * نماند آب دايم در يكى جوى درين صندل‌سراى آبنوسى * گهى ماتم بود ، گاهى عروسى به جامى بانگ مطرب مىكند ساز * به جايى مويه‌گر بردارد آواز بسا رخنه كه اصل محكمىهاست * بسا انده كه در وى خرّمىهاست فلك چون كارسازىها نمايد * نخست از پرده بازىها نمايد بسا قفلى كه بندش ناپديد است * چو وابينى نه قفل است آن كليد است
* * *
خواجه پندارد كه دارد حاصلى * حاصل خواجه به‌جز پندار نيست
( نظامى ( خسرو شيرين ) )

2688 - قران نحسين

در شب دوشنبه ، سيزدهم ماه رمضان سنهء الف از هجرت ، قران نحسين ، در برج سرطان اتّفاق مىافتد و دلالت كند بر وقوع هرج‌ومرج و فتنهء عظيم و خرابى عمارات عاليه و حركت جنود در