2681 - خداشناسى
مروى است : صورت دو حكيم را در معابد ديدند كه در دست هريك رقعهاى بود يكى را باز كردند در آن مرقوم بود كه : هرچه را كه خوب كرده مپندار كه تو كردهاى تا كه حضرت رب العزّت را بشناسى و بدانى كه مسبّب الأرباب و موجد الاشياست . ديگرى را كه خواندند در آن مكتوب بود كه : پيش از خداشناسى بيشتر آب مىآشاميدم تشنهتر بودم اكنون كه خدا را شناختهام ، بدون شرب آب سيرابم . حضرت حكيم على الاطلاق بليغتر از حكمت هرحكيم فرموده :
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
« 1 » يعنى خدا را بشناس به حق معرفت مقصود از اينكه فرموده : قل اللّه اين بوده كه به زبان لحمى اللّه گفتن ، قليل الفايده است مادام گفتن آن از دل خالص و معرفت حقّه نباشد اعتبارى ندارد و حضرت نبوى صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « من قال : لا إله الّا اللّه خالصا مخلصا دخل الجنة » لازم است كه عمل مقارن علم باشد كه علم بىعمل ، مادّهء ذنوب است ازاينرو است كه عامه آيات ايمان از ذكر ايمان و عمل صالح نيست
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ *
« 2 » الى غير ذلك قوله تعالى :
إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ
« 3 » اشاره از همراهى عمل به عمل است ؛ بدينجهت حكما گفتهاند : علم اساس و عمل بناى اساس بدون بنا باطل است .
2682 - در طلب علم
يكى از حكما به شخصى كه در طلب علم تكثير مىكرد ، گفت : اى فلان ! عمر خود را صرف در جمع سلاح كردى بگو كه كى عازم نبردى ؟ يكى از شعرا در اين معنى گفته :
فعلام ان لم اشف نفسا * يا صاحبى اجيد حمل السّلاح
2683 - در شرف موت
بعضى از خواصّ مأمون ، نزد مأمون رفته ، ديدند كه در شرف موت و سرگين در آب را به زير انداخته بر روى آن مىغلتد و مىگويد : « يا من لا يزول ملكه ارحم من زال ملكه » ، تا متوفّى شد بلافاصله به تكرار اين كلمات پرداخت .
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ، آيهء 91 .
( 2 ) . سورهء فاطر ، آيهء 7 . ( . . . و كسانىكه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند . . . . )
( 3 ) . سورهء فاطر ، آيهء 10 . ( . . . سخنان پاكيزه به سوى او بالا مىرود و عمل صالح ، آن را بالا مىبرد . . . . )