موافقت نكند و مفارقش از بهر تو ميسّر شود . از ديگرى سؤال نمودند كه علامت صبر چيست ؟
گفت : اخفاى بلوى و ترك شكوى .
2663 - رمح در آب
نيزهاى در آب فرو رفته ، خارج از آب پنج زرع است ، بعد از آن به اثبات طرف ، ميل كرده تا كه سرنيزه با سطح آب مساوى گشته ، بعد در بين مطلع از آب و در بين موضع مساوات سر رمح با آب ده زرع بوده ؛ آيا طول رمح چند زرع باشد ؟ گوييم : به علم جبر بتوان معلوم كرد غايب در آب را فرض به شيئى مىكنيم پس رمح پنج زرع و شيئى و بعد از ميل وتر قايمه و يكى از ضلعين آن قايمه ده زرع و ضلع ديگر غايب در آب است كه شيئى مفروض باشد پس به قاعدهء معرفت مثلث قايم الزاويه مربع اطول الاضلاع مساوى مربّعين ضلعين اخيرين است مربع رمح كه بيست و پنج زرع و مالى و ده اشياست ، مساوى مربع اطول الاضلاع وتر قايمه است آن مربع صد زرع و مربع ضلع ديگر كه شيئى غايب در آب است ، مال و به شكل العروس ، مربع رمح كه بيست و پنج زرع و مالى و ده اشياست مساوى صد زرع و مال است بعد از اسقاط مشترك ده اشيا مقابل به هفتاد و پنج زرع مىماند و هفتاد و پنج را بر عدد اشيا تقسيم نموديم هفت زرع و نيم كه خارج القسمت بود قدر غايب از آب باشد پس معلوم شد كه رمح دوازده زرع و نيم است و قس على ذلك نظايره .
2664 - دوستى يا مشقّت
« ابو اسحاق ابراهيم بن على بن يوسف شيرازى فيروزآبادى » در فقه شافعى به مرتبهء فاضل و متبحّر بود ؛ اگر شافعى او را مىديد فخرها مىكرد ، در شاعرى نظير نداشته ؛ از اشعار او است :
إذا تخلف عن صديق * و لم يعاتبك في التخلف
فلا تعد بعدها اليه * فإنما وده تكلف
* * * هرگاه خلف وعده كردى و وعده خود را بهجا نياوردى و تو را سرزنش نكرد .
پس هيچگاه با او ديگر دوستى نكن پس دوستى او فقط تكلّف و مشقّت است .
و وى را ابيات مشهوره است كه مطلع آنها :
لبست ثوب الدجى * و الناس قد رقدوا
گمان مىبرم اين ابيات در مجلد ثالث مذكور شده باشند .