2654 - خيال گريخته
« ابو بكر حسن بن على » ، شاعر معروف به « ابن علاف » فاضل و در علوم ، مهارت كامل داشته ؛ نديم و مصاحب « معتضد باللّه عباسى » بوده شبى بعد از انقضاى مجلس به خانهء خود رفته ، معتضد نزديك به صبح شعرى را به رشتهء نظم دركشيد و با يكى از غلامان نزد وى فرستاد كه تو هم شعرى بدين مضمون منظوم گردان :
فلما انتبهنا للخيال الذي سرى * اذا الدار قفرى و المزار بعيد
* * * چون از خواب و خيال كه در سويدا بود به در شديم ، خانه خالى و محل ديدار بسيار دور بود .
« ابن علاف » گفته :
فقلت لعيني عاودي النوم واهجعي * لعلّ خيالا طارقا سيعود
* * * پس به چشم گفتم : به خوابگاه برگرد و بخواب ، شايد خيال گريخته بازآيد .
معتضد از سلاست طبع و كلام وى شادان شده به عطايا و خلعت فاخرهاش درجهء امتياز بخشيد .
2655 - يكدل و يكسخن
آنچه بر صفحه گل بود و زبان بلبل * يك سخن بود ، چو در هردو تأمّل كردم
2656 - راغولى
« راغولى » از افاضل علماست ؛ كتابى را در حديث و تفسير در چهارصد جلد تصنيف كرده و آن را به قيد « الأوابد » موسوم ساخته ؛ وفاتش در پانصد و پنجاه و نه اتفاق افتاد .
2657 - خازن بهشت !
« يحيى بن احمد بن طاهر حلبى » ، ازجمله علما و ادبا بوده ، در سال پانصد و هفتاد و پنج متولد گرديده ؛ روزى از بهر تفرّج به باغ بهشتآيين ، كه ملك ظاهر غياث الدين بنا كرده رفته ، بوّابى كه مسمّى به مالك بود وى را از دخول باغ منع نموده ، وى نيز اين ابيات را به رشتهء نظم دركشيده و بر در آن باغ نوشت :