تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1023

مساهمون:

ص١٠٢٣

2654 - خيال گريخته

« ابو بكر حسن بن على » ، شاعر معروف به « ابن علاف » فاضل و در علوم ، مهارت كامل داشته ؛ نديم و مصاحب « معتضد باللّه عباسى » بوده شبى بعد از انقضاى مجلس به خانهء خود رفته ، معتضد نزديك به صبح شعرى را به رشتهء نظم دركشيد و با يكى از غلامان نزد وى فرستاد كه تو هم شعرى بدين مضمون منظوم گردان :
فلما انتبهنا للخيال الذي سرى * اذا الدار قفرى و المزار بعيد
* * * چون از خواب و خيال كه در سويدا بود به در شديم ، خانه خالى و محل ديدار بسيار دور بود . « ابن علاف » گفته :
فقلت لعيني عاودي النوم واهجعي * لعلّ خيالا طارقا سيعود
* * * پس به چشم گفتم : به خوابگاه برگرد و بخواب ، شايد خيال گريخته بازآيد . معتضد از سلاست طبع و كلام وى شادان شده به عطايا و خلعت فاخره‌اش درجهء امتياز بخشيد .

2655 - يكدل و يك‌سخن

آنچه بر صفحه گل بود و زبان بلبل * يك سخن بود ، چو در هردو تأمّل كردم

2656 - راغولى

« راغولى » از افاضل علماست ؛ كتابى را در حديث و تفسير در چهارصد جلد تصنيف كرده و آن را به قيد « الأوابد » موسوم ساخته ؛ وفاتش در پانصد و پنجاه و نه اتفاق افتاد .

2657 - خازن بهشت !

« يحيى بن احمد بن طاهر حلبى » ، ازجمله علما و ادبا بوده ، در سال پانصد و هفتاد و پنج متولد گرديده ؛ روزى از بهر تفرّج به باغ بهشت‌آيين ، كه ملك ظاهر غياث الدين بنا كرده رفته ، بوّابى كه مسمّى به مالك بود وى را از دخول باغ منع نموده ، وى نيز اين ابيات را به رشتهء نظم دركشيده و بر در آن باغ نوشت :