صاحب نظرى گو كه به دو نمايم * صد گريهزار زير هرخنده خويش
( سيّد حسن غزنوى )
2605 - حيلهء ابليس
نمت و إبليس أتى * بحيلة منتدبة
فقال ما قولك في * حشيشة منتخبة
فقلت لا قال و لا * خمرة كرم مذهبة
فقلت لا قال و لا * مليحة مطيبة
فقلت لا قال و لا * آلة لهو مطربة
فقلت لا قال فقم * ما أنت إلا حطبة
( ابن الوردى فى المجنون )
* * * خوابيده بودم ، ابليس با حيلهاى پيشساخته به نزد من آمد و گفت : چه مىگويى درباره حشيش نيكو ؟ گفتم : نه ! گفت : مى صاف بيغش ؟ گفتم : نه ! گفت : دختركى زيبا و پاكيزه ؟ گفتم : نه ! گفت : اسباب ساز و آواز ؟ گفتم : نه ! گفت : برو كه تو چوبى نه آدميزاد !
2606 - تعريض و تصريح
رجحان تعريض را بر تصريح ، چهار دليل است :
يكى اينكه نفوس فاضله چون به استنباط معانى مايل شود ، از خصول شعف به استخراج معنى تعريض رغبت كند .
دوم : اينكه تعريض ، پرده هيبت را مندرس نسازد و پرده حشمت و عظمت از آن مرتفع نشود .
سوم : آنكه تصريح ، وجه واحدى دارد و تعريض را وجوه متعدّدهء بسيار است چنانچه مستحقّ ثواب و يا عقاب را حذف اجوبه شرط نمودهاند .
قوله تعالى :
حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها
« 1 » و
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ
« 2 » امثال
هامش
( 1 ) . سورهء زمر ، آيهء 71 . ( . . . تا چون بدانجا رسند ، درهاى آن [ به رويشان ] گشوده شود . )
( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 27 . ( و كاش آنها را هنگامى كه برابر آتش نگاه داشته مىشوند مىديدى . . . . )