تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 1008

مساهمون:

ص١٠٠٨
صاحب نظرى گو كه به دو نمايم * صد گريه‌زار زير هرخنده خويش
( سيّد حسن غزنوى )

2605 - حيلهء ابليس

نمت و إبليس أتى * بحيلة منتدبة فقال ما قولك في * حشيشة منتخبة فقلت لا قال و لا * خمرة كرم مذهبة فقلت لا قال و لا * مليحة مطيبة فقلت لا قال و لا * آلة لهو مطربة فقلت لا قال فقم * ما أنت إلا حطبة
( ابن الوردى فى المجنون ) * * * خوابيده بودم ، ابليس با حيله‌اى پيش‌ساخته به نزد من آمد و گفت : چه مىگويى درباره حشيش نيكو ؟ گفتم : نه ! گفت : مى صاف بيغش ؟ گفتم : نه ! گفت : دختركى زيبا و پاكيزه ؟ گفتم : نه ! گفت : اسباب ساز و آواز ؟ گفتم : نه ! گفت : برو كه تو چوبى نه آدميزاد !

2606 - تعريض و تصريح

رجحان تعريض را بر تصريح ، چهار دليل است : يكى اين‌كه نفوس فاضله چون به استنباط معانى مايل شود ، از خصول شعف به استخراج معنى تعريض رغبت كند . دوم : اين‌كه تعريض ، پرده هيبت را مندرس نسازد و پرده حشمت و عظمت از آن مرتفع نشود . سوم : آن‌كه تصريح ، وجه واحدى دارد و تعريض را وجوه متعدّدهء بسيار است چنان‌چه مستحقّ ثواب و يا عقاب را حذف اجوبه شرط نموده‌اند . قوله تعالى :
حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها
« 1 » و
وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ
« 2 » امثال
هامش
( 1 ) . سورهء زمر ، آيهء 71 . ( . . . تا چون بدان‌جا رسند ، درهاى آن [ به رويشان ] گشوده شود . ) ( 2 ) . سورهء انعام ، آيهء 27 . ( و كاش آن‌ها را هنگامى كه برابر آتش نگاه داشته مىشوند مىديدى . . . . )