رسانند ، توانى مرا زنده سازى ؟
2595 - مهمان ناخوانده
افغان برآمد هرطرف * كان مه ، خرامان دررسد
كاواز بلبل خوش بود * چون گل به بستان دررسد
خجلت رسد درويش را * ناگه چو مهمان دررسد
ورنه ، چه منّت جان من ؟ * فردا چو فرمان دررسد
( امير خسرو دهلوى )
* * *
بعد از عمرى كه ميهمان آمدهاى * من بىخبر و تو ناگهان آمدهاى
( فكارى متأثر از اشعار امير خسرو )
2596 - خلوت با نفس
از كلام بعضى از عرفاست : در خانه فكر خلوت با نفس خود كن و از آنچه مايل به آن است آن را منزجر نماى ؛ اگر منزجر شد فبها و الا آن را به معسكر موتى بر ؛ اگر بدانهم منزجر نشد و متنبّه نگرديد به چوب جوعش زجر كن تا منزجر شود .
2597 - ابر غفلت
هم از كلام عرفاست : چون ابر غفلت از ديدهء اهل يقين زايل گرديد ، هلال هدايت وى را ظاهر مىشود و از رؤيت آن در آن شب نيت روزه هدا را مىآورد .
2598 - اصول حكماى فارس
علامه در شرح « حكمة الاشراق » گفته : حكماى فارس به دو اصل قايلاند : يكى نور و آن ديگر ظلمت نور . رمزى است به وجوب وجود كه قايم مقام وجود واجب و ظلمت قايم مقام ، ممكن است كه مبدأ اول ظلمت و نور باشند چه اين قول فضلا از فضلاى فارس كه به استقامت درك و طبع موصوفاند قول عقلانى است ، چنانچه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرموده : « اگر علم در ثريا هم باشد ، گروهى از فارسيان به آن دست خواهند يافت » .