تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشكول شيخ بهائى ( فارسى ) — صفحة 999

مساهمون:

ص٩٩٩
* * * همانا توبهء من را گناه از هم شكافت ، تو بر من ببخشاى كه شايستهء بخششى ! عابد گفت : خدايا توبه‌اش بپذير ! « ابو نواس » ادامه داد :
لا تؤاخذ بما يقول على السكر * فتى ما له على الصحو عقل
* * * بر آن‌چه جوانى در مستى گويد خرده مگير ! چراكه او در حال سلامت نيز ، عقلى ندارد . عابد از وى اعراض نموده ، گفت : خدايا ! ما را هدايت كن .

2572 - دفتر ايّام

طغرل بن ارسلان بن ملكشاه از اكابر سلاجقه و خوش‌طبع و خوش‌صورت بوده اين رباعى از اوست :
ديروز چنان وصال جان افروزى * امروز چنان فراق عالم سوزى افسوس ! كه بر دفتر عمرم ، ايّام * آن را روزى نويسد ، اين را روزى

2573 - در مذمّت عيبجويى

شخصى از حضرت امير المؤمنين - كرم اللّه وجهه - ملتمس گرديد كه مرا به لفظ « قل » و « دل » پندى ده . فرمود : « توقّ ما تعيب » خود را از آن‌چه عيب آرد بپرهيز . باز گفت : بر آن بيفزا ! فرمود : « لا تأت ما تعيب و لا تعب ما تأتى » « راغب » در « محاضرات » گفته : « لا تعب ما يأتى خفاى » در معنى دارد ، بعضى از فضلا گفته‌اند اگر به دل لفظ ما ، من مىبود در معنى خفايى نداشت اما مظنّه مىرود كه از تصرّف ناسخين باشد . بهاء الدين رحمه اللّه گفته : ظاهر مراد اين است كه عيب ديگران را مكن از قليلى كه از تو هم به وجود است .

2574 - توصيف سخاوت

يكى از شعرا نزد « زبيده » رفته وى را بدين دو بيت ستوده :
أزبيدة ابنة جعفر طوبى * طوبى لزائرك المثاب