2522 - موافقت
ارسطو : عاقل موافقت با عاقل كند و جاهل عاقل و جاهل را موافقت نتوان نمود ؛ خط مستقيم بر خط مستقيم منطبق مىشود ، لكن خط كج به راست و كج مستقيم نتوان شد .
2523 - محبوس
از كلام « ابن السماك الواعظ » :
يابن آدم ! تو در صلب پدر ، محبوس صلب و از صلب كه در رحم آمده ، محبوس رحم ، و از رحم كه به دار دنيا آمده محبوس مكتب ، و از مكتب كه وارسته محبوس تعب نفقه اهل و عيال بوده و از آنكه گذشتى محبوس قبر شوى ؛ پس جهد كن كه بعد از قبر محبسى نداشته باشى !
2524 - شير حرام
« فضيل بن عياض » گوسفندى داشت ، از علف يكى از امرا قليلى خورد و ديگر شير آن را حرام نمود .
2525 - الم !
سلطان محمود غزنوى به « قادر باللّه عباسى » نامهاى چنين در قلم آورد كه : بغداد را خراب كنم و خاك آنجا را به حمل پيلان كوه توان به غزنين آرم . قادر باللّه در جواب « الم » فقط نوشت و سلطان معنى آن را نفهميد و فضلا و علما هم سوره قرآن را آنچه اول آنها « الم » باشد ملاحظه كرده ، معنىاى كه با جواب موافقت كند نيافتند . بالاخره يكى از كتاب كه منزلتى نزد سلطان نداشت به موقف عرض رسانيد كه : اگر سلطان اجازت دهد معنى آن را بيان كنم سلطان شكفته خاطر شده گفت : بگو . گفت : سلطان وى را به فيل تهديد نموده وى نيز در جواب نوشته :
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ
« 1 » سلطان وى را از دقت فكر ، تحسين فرمود بهعلاوهء صلات و جوايز متكاثر در سلك مقربان درگاه منخرط گرديد .
هامش
( 1 ) . سورهء فيل ، آيهء 1 . ( آيا نديدى پروردگارت با پيلداران چه كرد ؟ )