قد حالف الحق لا يبغى به بدلا * فصار بالحق و الايمان مقرونا
* * * درود خدا بر آن روحى كه قبر او را دربر گرفته و نه او را كه عدل را مدفون ساخته است ، او با حقيقت قرين بود و سزاوار نيست كه او را بدلى باشد كه حق و ايمان را به هم قرين ساخته باشد .
معاويه گفت : او كيست ؟ سوده پاسخ داد : و الله او امير المؤمنين على بن ابى طالب بود . به خدا سوگند ! كسى را بر ما والى ساخت كه صدقات ما را بستاند ، از او ظلمى بر ما رفت . او را ملاقات كردم ، درحالىكه نماز مىگزارد . نماز خويش به سرعت به پايان برد و من را به رحمت و رأفت خطاب كرد و عذر پرسيد .
احوال گفتم و عرض كردم كه از فلان ظلمى بر ما رفته است . گريست و فرمود : الهى ! تو بر من شاهدى و نيز بر ايشان و من ايشان را به ستم بر خلق امر نكردم و نيز به ترك حق تو .
آنگاه پوستى برآورد و بر آن نگاشت :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
قَدْ جاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
« 1 » فإذا قرأت كتابي هذا فاحتفظ بما في يدك من عملنا حتى يقدم عليك من يقبضه منك و السّلام .
« برهانى از پروردگارتان به سوى شما آمده ، پيمانه و وزن را تمام دهيد و حق مردم را كم ندهيد و در اين سرزمين پس از اصلاح آن فساد مكنيد » ، اين دستور را اگر باور داشته باشيد براى شما بهتر است ؛ هرگاه نامه من به تو رسيد ، آنچه در دست دارى نگاهدار ، تا فرستادهء من از تو آن را تحويل بگيرد . « و السلام » .
به خداى كه آن را مهر نكرد و بهبندى نپيچيد . نامه را از او ستاده به صاحبش رساندم . پس از آن جا معزول برون شد .
پس آنگاه معاويه دستور داد : براى او هرچه مىخواهد بنويسد و او را راضى به سرزمينش بازگردانيد .
هامش
( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 85 .